چند سال است كه علياكبر ناطقنوري، رئيس پيشين مجلس شوراي اسلامي شب نوزدهم ماه مبارك رمضان در حرم امام خميني ره سخنراني ميكند و به گفته خودش هر سال بخشي از خطبه هماميه امام علي(ع) را شرح و تفسير ميكند، اما امسال او سنت هرساله را وانهاد و به جاي شرح نهجالبلاغه به طرح موضوع تازهپرداخت؛ موضوعي كه بلافاصله با استقبال مخاطبان بسياري مواجه شد به خصوص مخاطباني كه فاصله گرفتن او از برخي رفتارهاي رسمي درباره مسائل ديني را با دقت دنبال ميكنند.
براساس متني كه در هفتهنامه شهروند امروز منتشر شده است ناطقنوري سخنان خود را با اين مقدمه شروع كرد كه جاودانگي احكام و قواعد اخلاقي اسلام به چه علت است؟ وي علت اين مساله را فطري بودن قواعد اخلاقي اسلام دانست و افزود: از آنجايي كه قوانين اسلام برگرفته از فطرت انسان است اين احكام جاودانه است. از همين جا و همين مقدمه بود كه ناطقنوري موضوع اصلي سخنراني خود و علت اينكه تفسير نهجالبلاغه را وانهاده آشكار ساخت. او از اين مقدمه نتيجه گرفت كه قوانين اسلامي بر خرافات متكي نيست. در اسلام خرافات نيست و تاكيد كرد و خواهش كرد كه به حرفهايش با دقت گوش كنند چرا كه مخصوصا و به دليل شرايطي كه در جامعه وجود دارد به حرفهاي او گوش كنند. ناطقنوري ادامه داد: اسلام دين عقل و خرد است اسلام غير از مسيحيت و اديان تحريف شده است. اسلام مردم را به عالم شدن و دانا شدن تشويق و ترغيب كرده است. برخلاف اديان ديگر كه روحانيتشان نگران هستند مردم با تفكر و تعمق متوجه شوند چه خرافاتي به نام دين به آنها ارائه ميشود. روحانيت اسلام مردم را به فهم دين تشويق ميكنند. ناطقنوري سپس به تجربه مسيحيت اشاره كرد و با يادآوري برخي مناسك مسيحي مانند فروش بهشت از سوي كليسا به مسيحيان كه از عقل و خرد به دور است به قدرت گرفتن روحانيت مسيحي اشاره كرد كه بلافاصله پس از به قدرت رسيدن سعي كردند با عالم شدن مردم مقابله كنند و در قرون وسطي شرايط سختي عليه علم و خرد به وجود آوردند و دادگاههاي تفتيش عقايد تشكيل دادند و ماجراي انگيزاسيون را ايجاد كردند. چيزي حدود 500 هزار دانشمند محاكمه شدند. جمعي را در آتش سوزاندند گاليله را به جرم قائل بودن به حركت كره زمين محاكمه كردند نظريهاي كه هنوز به قوت خود باقي است.
اين مسيحيت تحريف شده است. اسلام نيست. اسلام درباره علم تعابيري دارد كه به ضرس قاطع اعلام ميكنم هيچ مكتبي به اندازه اسلام درباره فراگيري دانش تشويق نكرده است. امام سجاد فرمودهاند: اگر مردم بدانند در سايه دانش چه چيزي نهفته است دنبالش ميروند گرچه به ريختن خون قلبشان باشد ولو به قيمت رفتن به اعماق درياها باشد.
اين علم البته تنها علم احكام نيست. تنها واجبات و محرمات نيست. اگر ما بگوييم آن همه روايات درباره علم در اسلام تنها درباره واجبات و محرمات است اين فضيلت براي اسلام نيست. مرحوم استاد شهيد مطهري بحث بسيار جالبي در اينجا دارد. او ميگويد علمي كه اسلام ميگويد تنها علم احكام نيست، همه علومي كه ميتواند به سود بشر باشد از فيزيك تا الهيات اين علم مورد تاييد اسلام است. دليل استاد استناد به اين كلام خداوند است. <ان فيخلقالسموات و الارض و اختلاف الليل و النهار و الفلك التي تجري فيالبحر بما ينفع الناس و ما انزلالله من اسماء من ما، فاحيا به الارض بعد موتها و بث فيها من كل دابه و تصريف الرياح و السحاب المسخر بينالسماء و الارض لايات لقوم يعقلون> همانا در خلقت زمين و آسمان، در اختلاف شب و روز، در كشتياي كه در دريا ميرود به سود انسانها در آبي كه به عنوان باران ميبارد در گياهي كه از زمين ميرويد در ثمراتي كه اين گياهان ميدهند در ابري كه در گردش است در بادي كه ميوزد و ابرها را جابهجا ميكند در همه اينها نشانههايي است از خداوندي براي قوم عاقل و متفكر.
لازمه توجه به اين آيه توجه انسان به علوم مختلف است. حديثي هم از امام علي(ع) است كه ميفرمايد:
كلمه الحكمه ضاله المومن جمله حكيمانه گمشده مومنان است و حضرت خطاب به مومنين ميافزايد: فاطلبوها برويد در پي جمله حكيمانه ولو عند مشرك حتي اگر نزد مشرك باشد. احكام ديني ما كه نزد مشركان نيست علوم طبيعي نزد مشركان است. امام صادق(ع) شاگردان بسيار داشت. مكتب امام صادق منظم، رشتهاي وشاگردپرور بود. در رشته كلام حسامبن حكم، مفضل در رشته فقه زراه و محمدبن مسلم در رشته علوم طبيعي و شيمي جابربن حيان كه از او ميپرسند اين فرمولها را از كه آموختي ميگويد از امام صادق (ع.) مگر شيمي در زمه احكام ماست؟ اما امام صادق شاگرد شيميدان دارد. اسلام باكي از علم ندارد. معتقد است هر چه سطح علمي جامعه فزونتر باشد دين بهتر فهميده ميشود.
روايت درباره عقل بسيار است. كتب حديث ما فصل به فصل است. اولين فصل در كتب حديث باب العقل و الجهل است. در قرآن چه بسيار آيات كه بر اين نكته تاكيد دارد كه قرآن را با تدبير بخوانيد: لايات لقوم يعقلون لايات لقوم يتفكرون لايات لاوليالاباب، لايات لقوم يتفكرون، لعلهم يتذكرون دعوت به تفكر، تعقل، منطقي عمل كردن و... كسي آمد پيش امام صادق از خير و خوبي رفيقش تعريف كرد خيلي نماز و روزه و دعا را رعايت ميكند. امام صادق نفرمود چه خوب، حضرت فرمود: عقلش چگونه است؟
طرف پاسخ داد خيلي بالا نيست. حضرت فرمود چيزي در او نيست. عقل مهم است. امام صادق ميفرمايد: <من كان عاقلا كان له دين> كسي كه عاقل باشد دين دارد.
پيامبر اسلام فرمود: هيچ نعمتي را خدا ميان مردم تقسيم نكرده است كه ارزشش بالاتر از عقل باشد خواب عاقل بهتر از بيداري و شبزندهداري جاهل است. نشستن آدم عاقل برتر از تحرك و حركت آدمجاهل است. همه عابدان اگر جاهل باشند يك طرف هستند و ارزش يك آدم عاقل بيش از همه آنهاست. اين اسلام است هر چيزي كه عقل را بالا ببرد؛ علم و تفكر اسلام آن را ترويج ميكند. هر چيزي كه هم جلو فهم مردم را بگيرد اسلام با خشم و غضب با آن برخورد ميكند.
خصوصيت استكبار جهاني و متكبران عالم و فرعونهاي تاريخ اين بود كه نگذارند مردم بفهمند و از مردم سواري بگيرند. قرآن ميگويد: از خصوصيات فرعون اين بود كه مردم را تحقير ميكرد تا بر آنها سوار شود و حكومت كند و آنها اطاعت كنند. در گذشته نميگذاشتند ايرانيان رشد كنند البته امروز در المپيادها ايرانيان افتخار ميآفرينند، در مسائل هستهاي مسابقات علمي و مسائل ديگر به رغم خواستاستكبار جهاني و آمريكا رشد ميكنند؛ براي اينكه درگذشته نميخواستند مردم بفهمند تا بر گرده آنها سوار شوند، اما جمهوري اسلامي باكي ندارد چرا كه مردم هر چه بهتر بفهمند ايمان مردم به اين نظام بيشتر ميشود خصوصيت استكبار اين است حالا شما ببينيد متاسفانه آن چيزي كه سبب شد من امشب اين بحث را مطرح كنم همين است. با يكي از مسوولان مربوطه درباره اين موضوع صحبت ميكردم. براي تكميل بحث امشب من لازم بود تحقيق ميكردم. حس ميگرفتم آن مسوول به من ميگفت: ما علامتهايي را پيدا كرديم كه پشت اين حوادثي كه رخ ميدهد (كه حالا عرض ميكنم) دستهاي خارجي هم هست. متاسفانه اخيرا خرافهپرستي، موهومات و خرافات به نام دين و اسلام و محبت اهل بيت و عشق به امام زمان سلاما... عليه، به نام معنويت و روحانيت و مسائل متافيزيكي در حال نشر است. اينها هيچكدام مال اسلام نيست. خواهش ميكنم عنايت كنيد و صدا و سيما براي رضاي خدا اين مباحث را در اختيار مردم بگذارد، جمع كثيري از جوانان ما به خصوص زنان ما گرفتار يك مشت شياد، حقهباز، عياش، بيدين و هواپرست و دكاندار شدهاند. به نام دين، به نام ولايت، به نام قرآن، به نام امام زمان و... اينها نهتنها از دين نيست بلكه بيگانگان در پي آن هستند پشت سر اينها مسائل عجيبو غريبي خفته است كه بعضا نميتوان در منبر گفت.
دو عبارت از مقام معظم رهبري در سالهاي 75 و 76 در اين باره است كه هشدار دادند و اخيرا هم اين هشدار را دادند كه دنبال اين خرافات نرويد. ايشان ميفرمايند: كساني كه خرافات را به نام اسلام طرح كنند بزرگترين دشمني با اسلام را انجام ميدهند. كساني كه به نام اسلام و محبت اهل بيت خرافاتي را اشاعه دهند كه وقتي كساني از اين خرافات اطلاع يابند بگويند آيا اسلام اين است؟ ما اين اسلام را نميخواهيم، حالا من نمونهها را ميگويم تا شما هشيار باشيد، من هشدار ميدهم. مسلمان بايد زيرك باشد، شيعه بايد با فهم باشد و درك و عقل داشته باشد.
مقام رهبري ميفرمايند: رسالت پيامبر اين است كه غل و زنجير موهومات را از گردن انسانها باز كند؛ خرافات، جاهليت، تحريف و تحميق مردم و چيزهايي كه از استبداد زاده شدهاند. اين افراد ضعف روان دارند بعد از مدتي يك عده خلتر از خودشان دوروبرشان را ميگيرند و آنها هم ميبينند كه بد نيست هم پول در اين كار است و هم عنوان و كمكم دكان باز ميكنند. شما يكي ازعلما و مراجع را در طول تاريخ نميبينيد كه هر شب خواب ببيند يك نوري بيايد او را از پايين به بالا ببرد يا از بالا به پايين ببرد و بعد حالت مكاشفه دست دهد و ارتباط ايجاد شود آنگاه يك زن عوام بيسوادي كه بلد نيست قرآن را از رو بخواند راه بيفتد در يك استان يك شهرستان كه نميخواهم اسم ببرم و بساط راهاندازي كند و حسينيهاي بسازد و نامش را جمكران دوم بگذارد بگويد امام زمان به من دستور داده اينجا را بسازم حضرت فرمودند اينجا را درست كنم. دكاني راهانداخته عدهاي را جمع كرده و پولي را جمع كرده است بعد بگوييد مشكلات زنان و دختران را حل ميكند. يكي مشكل ازدواج دارد، يكي طلاق، يكي كنكور و ...اوضاعي شده... من از برادران دادگاه ويژه روحانيت خواستم دو، سه تا پرونده را برايم بفرستند مطالعه كنم دو، سه روز ميخواندم تا امشب سخنراني كنم غوغايي است طرف آمده در كرج يك مشت عوام نادان را جمع كرده برده به كوه وچهل روز اعتكاف كرده و بعد سكويي به نام سكوي تشرف درست كرده است و آدم حقهبازتر از خودش يا بچهاي را آنجا نشانده و بعد اعلام كرده كه هر روز يكي از معصومين اينجا هستند و هر كس حاجت دارد بيايد. خودش سوال ميكند و خودش هم جواب ميگيرد و ميگويد حضرت فرمود: كعبه قلابي درست كرده و مردم را دور آن چرخانده و بعد گفته است همهتان حاجي هستيد و هر كسي در اين چهل روز درك اعتكاف كرده است همه سيد شدهاند. اين را باور كنيد كه گروهي احمق و نادان دور او را گرفتهاند نماز جماعت خواندهاند بدون امام جماعت. گفتهاند: حضرت امام جماعت است آقا بلند شد رفت، آقا نشستند من همين جا اعلام ميكنم برادران و خواهران اينكه ميگويند امام زمان كي ميآيد حضرت فرمود: من يك ماه، ششماه هر زمان ديگر ميآيم همه اينها دروغ است و همه اين گويندگان دروغگو و كذابند هر كي در هر سمتي كه باشد و در هر مقامي كه باشد اعلام كند دو ماه ديگر، چهار ماه ديگر، شش ماه ديگر، دو سال ديگر حضرت ميآيد. اين روايت كه من ميگويم را روايت توقيع ميگويند اين نامه امام زمان است در آخر غيبت صغري امام زمان آن زماني كه بين حضرت و مردم يك واسطه رسمي با نام و نشان از طرف خود آقا معين و مشخص بود. حضرت وقتي غيبت صغري تمام شد به عليبن محمد آخرين نايب خود نامه نوشته است تو تا 6 روز ديگر از دنيا ميروي خدا اجر برادرانت را در معيتت زياد كند ديگر وصيت نكن كسي جاي تو بنشيند، ديگر تمام شد، غيبت كبري شروع شده دو سه نكته در اين نامه امام زمان هست اولي آقا كي ميآيي؟ حضرت ميفرمايد: من هم نميدانم ظهوري نيست مگر با اذن خدا .... دو شب ديگر؟ نميدانيم! با دعاي دلشكستهاي تسريع شود؟ نميدانيم! هزار سال ديگر نيايد؟ نميدانيم! 10 هزار سال ديگر نيايد؟ نميدانيم! هيچ كس نميداند حضرت كي ميآيد. اين ادعاها مزخرف است حتي ميافزايد تا زماني كه زمين پر از ظلم و جور شود ما فكر ميكنيم الان زمين پر از ظلم است هزار سال پيش فكر ميكردند آن موقع پر از ظلم است دو هزار سال ديگر ممكن است بگويند هنوز پر نشده است چه ميدانيم؟
جمله آخر امام زمان جالب است: ميفرمايد در آينده افرادي ميآيند ميگويند ما امام زمان را ديديم هر كس بگويد امام زمان را ديدهام و ادعا بكند او را ديده است دروغگوست. اگر بنا باشد اينطور باشد خب هر كس صبح بلند ميشود ميگويد من امام زمان را ديدم حضرت فرمود كه يك مقدار پول به ما بده! من امام زمان را ديدم فرمود اين مسجد را اينجا بسازيد! سنگ روي سنگ بند نميشود خدا رحمت كند امام بزرگوار را با اين خرافات به جد مبارزه ميكرد. حادثهاي بين من و خود ايشان رخ داد: در آن دههاي كه در مدرسه علوي بوديم بين 12 تا 22 بهمن 1357 مردم ميآمدند ملاقات، من هم خدمتگزار بودم يك روز ديدم سيدي كه من شناختمش با آقايي پالتويي و عرقچيني مضطرب و نگران آمدند سراغ من گفتند ما خيلي نگران آقا و امام هستيم گفتم چه طور ما در علوم غريبه هستيم در سحر و جادو و ... ما اطلاع داريم عليه آقا سحر كردند و ممكن است اين روزها ايشان مثل شمع آب شوند من ذاتا اين مسائل را قبول ندارم چون اعتقاد دارم معتدلترين روش از آن امام معصوم است و چون از اصحاب ائمه يكي هم نيست كه اين حرفهاي مزخرف را بزند اين حرفها را قبول ندارم. يكي از ياران و اصحاب امام علي نيست كه بگويد حالا نوري آمده از بالا و اينها را برده است و از اين مزخرفات... اما به قول علما با وجود عدم اعتقاد چون محتمل قوي بود گفتم حالا پاي انقلاب، اسلام و امام در ميان است بنابراين پرسيدم پيشنهاد شما چيست؟
گفتند ما دعايي براي باطل كردن اين سحر براي آقا داريم. بايد به آقا بگويم باآب زعفران بنويسم و ... تا سحر باطل شود. من گفتم بنشينيد و رفتم خدمت امام خميني(ره) ماجرا را عرض كردم ايشان همانطور كه نشسته بودند اشارهاي كردند و فرمودند كه به آنها بگوييد من خودم باطلالسحرم.
در دوران جنگ برخي از افراد حتي بزرگان آمده بودند به حساب اينكه محتمل قوي است از اين حرفها ميزدند. خانمي پيدا شده بود كه ميگفت من امام زمان را ديدم و آقا دستوري راجع به جنگ داده است و بايد حتما به خود امام بگويم چون اصلا جنگ با اين دستور امام زمان تمام ميشود سرانجام رفتند خدمت امام و ماجرا را گفتند امام دو، سه سوال مطرح كرد و گفت به او بگوييد اين دو، سه سوال را از آقا بپرسد اگر جوابشان را آورد آن وقت من راهش ميدهم. آن زن رفت كه رفت. يكي از سوالها درباره ارتباط حدوث و قدوم بود. يك بحث كاملا علمي. امام اگر قرار بود به اين چيزها تكيه كند مگر ميتوانست انقلاب كند؟ اين نظام ميتوانست موفق شود با اين خوابنماها و خوابديدنها و تشرفها؟
زني رفته زينبيه و آنجا گفته است حالتي پيدا كردم ديدم حضرت زهرا و حضرت زينب آنجا نشستهاند و جواب ميدهند و سلام و عليك كردند و حال بچههايم را پرسيدهاند و در آن هنگام يك مشت عوام دورش را گرفتند.
اين خرافات مال اسلام و شيعه و محبان اهل بيت نيست. محبان اهل بيت عاقلند، سالمند. يكي از اين افراد حقهباز استخاره ميكرده و وقتي از او درخواست استخاره ميكنند و ميگفته من بايد با تسبيح آقا استخاره كنم و ميگفته اين تسبيح را آقا امام زمان به من داده است. ديگري هم كه متاسفانه لباس روحانيت پوشيده وقتي قرآن را جلويش گذاشتهاند، قرآن اعرابدار را از رو بلد نبوده بخواند و وقتي هم او را گرفتهاند مريدانش و يك مشت عوام با قمه و چاقو از او هواداري كردند و هنگامي كه از او علت اينكارها را پرسيدند گفته است من عاشق شهرت بودهام! از جمعيت لذت ميبردم. جملهاي را آخر بحث بگوييم. زماني مقام معظم رهبري ميفرمودند كه كسي از شيعيان جمهوري آذربايجان آمده بود و ميگفت در زمان كمونيستها نماز، مسجد و حسينيه در اتحاد شوروي ممنوع بود يك چيز را فقط اجازه ميدادند و آن قمه زدن بود. خب معلوم است دنبال چه هستند.
دنبال موهومات هستند تا عدهاي ضدولايت و ضد شيعه را بگيرند و مكتب شيعه را زيرسوال ببرند.