|
|
|
آرشیو                      اهواز تعطيل اعلام شد                    فشار به نمایندگان برای پس گرفتن استیضاح                    قدرت الله علیخانی: روزنامه جوان دروغ گفته و حق شکایت محفوظ است                    انتقاد نماینده تهران از افزایش بی رویه قیمتها در نزدیکی ماه رمضان                    ۴۰۰ مسافر به دلیل تاخیر پرواز در فرودگاه امام خمینی سرگردان شدند                    یک مسوول کیهان: جریانی می‌خواهد اطراف رهبری را خالی کند                    رسيدگي به دعواي مشارکت نسبت به تصميم کميسيون ماده 10                    تذکر 18 نماینده به احمدی نژاد                    پيام رهبر انقلاب به مناسبت هفتمين روز شهادت جمعي از مردم زاهدان                    کواکبیان: ظاهرا قرار است بلای مخابرات بر سر سایپا نیز آورده شود                    اعتراض قنبری به به عدم قرائت گزارش تفحص از مخابرات                    اعظم ویسمه آزاد شد                    شجونی از پشت پرده اختلافات جامعه وعاظ می گوید: امیری فر گفت ماهی 5 میلیون تومان از مشایی می گیرد                    آغاز جلسه علني مجلس با غيبت 50 نماينده                    فارس: اطلاعات ارزشمندي از سازمان اطلاعات آمريكا توسط اميري به ايران منتقل شد                    عسگراولادي : تعامل احزاب در چهارچوب منشور فعاليت احزاب                    قنبری: تحقیق و تفحص برای دریافت غرامت از عراق بعد از تعطیلات مجلس                    آیت‌الله هاشمی: ضربه خوردگان از انقلاب، برای رسیدن به اهداف خود خیز برداشته‌اند                    زلزله در استان‌های فارس و هرمزگان                    پزشکیان: دولت از لحاظ قانونی و شرعی موظف به تمكین در برابر قانون است
يک‌شنبه - ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

 
ارسال خبر به دوستان نسخه مناسب چاپ
شنبه - ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

باوند: حضور شیوخ در خلیج فارس به قرن 18 برمی گردد، اما مدعی حاکمیت تاریخی در منطقه اند !

نواندیش: در دومین نشست جوانان بنیاد باران در سال 87 نظام حقوقی و سیاسی خلیج فارس و جزایر سه گانه مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران؛ در این جلسه  دکتر داود هرمیداس باوند طی سخنانی، با تاکید براینکه خلیج فارس در طول تاریخ و از دوران هخامنشیان و اشکانیان و حتی بعد از اسلام، دریاچه ای ایرانی بوده است و هرکس در ولایت فارس حاکمیت داشته، در خلیج فارس دارای سلطه موثری بوده است، گفت: بعد از قدرت یابی آل بویه در ایران، سلطه ایران بر تمامی خلیج فارس و حتی دریای عمان و مسقط  گسترش پیدا می کند و پس از آن در دوره  سلجوقیان و ایلخانیان و اتابکان فارس نیز بر تمامی خلیج فارس به معنای امروزی آن اعمال حاکمیت می شد.

وی افزود: پس از سال 1505 امپراطوری دریایی پرتغال ظاهر می شود و موفق می شوند که برای یکصد سال، سلطه خود را بر خلیج فارس تحمیل کنند و امرای هرمز را خراجگزار خودشان قرار دهند. ولی در زمان شاه عباس (1603 میلادی) ایرانیان موفق می شوند، بر بحرین اعاده حاکمیت کنند و در سال 1612 منطقه امروزی امارات را از دست پرتغالیها خارج کنند. این استاد دانشگاه اظهار داشت:  در سال 1620 بر قشم و هرمز نیز اعاده حاکمیت صورت می گیرد. در این دوره حاکمیت پرتغالی ها به مسقط و عمان محدود می شود. در زمان صفویه این حاکمیت ایران، حاکمیت موثری بود و پس از فتنه افاغنه و بحران داخلی، عمانی ها برای مدتی، راهزنی دریایی را در پیش می گیرند، تا اینکه نادرشاه با نیروی دریایی موثری مجددا اعمال حاکمیت می کند و اعراب راهزن را سرکوب می کند و در خدمت نیروی دریایی ایران قرار می گیرند. بعد از مرگ نادرشاه نوعی جابجایی جغرافیایی صورت می گیرد.

دکتر هرمیداس باوند درباره سابقه ادعای اعراب نسبت به جزایر سه گانه گفت: در حالی که حضور شیوخ در خلیج فارس به قرن 18 برمی گردد، آنان هم اکنون  ادعا می کنند که دارای حاکمیت تاریخی در این منطقه هستند. مساله جزایر ایرانی پس از به پادشاهی رسیدن کریمخان، مطرح شد. در نقشه های وزارت جنگ انگلیس که تقدیم ناصرالدین شاه شد، نقشه های دریاداری و... جزایر سه گانه (ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک) تحت مالکیت ایران دانسته شده است.

این دیپلمات سابق افزود: در آغاز قرن بیستم، انگلیس با چالش دو قدرت بزرگ (آلمان و آمریکا) مواجه می شود. در این شرایط، این قدرت ها تصمیم می گیرند که با شیوخ عرب از جمله عمان قراردادهای تحت الحمایگی امضا کنند و براساس آن متعهد شوند که با هیچ دولتی وارد مذاکره نشوند و سرزمین های خودشان را در هیچ صورتی با سایر کشورها معامله نکنند. عمان هم در آن هنگام تقاضا می کند که تحت الحمایه ایران شود و این موضوع موجب نگرانی انگلیس می شود. در نهایت، کویت نیز تحت الحمایه انگلیس می شود.

هرمیداس باوند در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در سال1903  نخست وزیر انگلستان از دولت این کشور می خواهد تا مالکی برای جزایر سه گانه ایرانی پیدا کنند و سرانجام شیخ شارجه به عنوان مالک این جزایر عنوان می شود و انگلیس به دولت ایران این مساله را اعلام می کند و در مقابل ایران نیز به این تصمیم اعتراض می کند و طی مذاکرات ایران تصمیم می گیرد که پرچم ایران را از این جزایر بردارد و ماموران گمرک را نیز خارج نماید تا پیرامون این موضوع مذاکره صورت گیرد.

وی تاکید کرد: تنب بزرگ و ابوموسی بلاصاحب نبوده- طبق قوانین آن دوران حق تقدم مالکیت یک سرزمین بلاصاحب با کشوری بوده که برای اولین بار پرچم خود را در آنجا نصب کرده است-. در حالی که ابوموسی و تنب کوچک از ابتدا معتلق به ایران بوده اند.

این استاد دانشگاه تهران گفت: طی سالهای 1904 تا 1968 انگلیسی ها تنب بزرگ و کوچک را به راس الخیمه و ابوموسی را به شارجه واگذار کردند و در مذاکرات 1938-9 ایران با انگلیس، ایران پیشنهاد می کند که برای جلوگیری از قاچاق دو کشور به صورت مشترک اقدام کنند. اما دولت هند مخالفت می کند و آن را با سلطه   بلامنازع خویش در تضاد می بیند.

دکتر داود هرمیداس باوند با اشاره به سیاست دولت انگلستان در قبال جزایر خلیج فارس گفت: انگلیس جزایر خلیج فارس را به سه دسته ایرانی، عربی و مورد مناقشه تقسیم کرده بود و بحرین، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک نیزدر دسته سوم قرار داشتند. از سال 1968 (همزمان با خروج انگلیسی ها از منطقه) مذاکرات ایران با انگلیس پیرامون این جزایر آغاز می شود و شیوخ عرب نیز دولت انگلستان را دارای صلاحیت می دانستند و تصمیمات آن را به رسمیت می شناختند. وی افزود: در سال 1969 شاه طی مصاحبه ای در دهلی نو اعلام کرد که ایران ادعایی نسبت به بحرین ندارد. هیچ رفراندمی نیز درباره مالکیت آن صورت نگرفت. یک سال بعد، موضوع جزایر سه گانه پیش آمد و ایران موافقت می کند که در جنوب ابوموسی، شیخ شارجه مدیریت داشته باشد. همچنین این مساله مورد توافق قرار می گیرد که هردو طرف  در این منطقه ماهیگیری کنند و تامین امنیت جزیره نیز به عهده ایران گذاشته می شود. سپس در مورد تنب ها نیز بصورت شفاهی توافق صورت می گیرد.

وی تاکید کرد: امارات ادعای «مالکیت تاریخی» می کند، در حالی که این واژه، واژه مجعولی است. همچنین ادعا می کنند که در فاصله سالهای 1870 تا آغاز قرن بیستم مسائلی پیرامون جزایر خلیج فارس مطرح بوده که با سکوت انگلستان مواجه شده است. اماراتی ها معتقدند که قرارداد مالکیت ابوموسی در شرایط تحمیلی بوده است، در حالی که اینگونه نبود.

باوند افزود: نماینده انگلیس در شورای امنیت نیز تصریح می کند که این جزایر سه گانه محل اختلاف است و با ضرس قاطع اعلام نمی شود که متعلق به شیوخ عرب است.

وی در پایان گفت: در زمان هاشمی رفسنجانی، شیخ زائد یادداشتی را پیرامون مالکیت ابوموسی ارسال کرد که پاسخ آن را براساس اصول دیپلماتیک تنظیم کردیم که همان یادداشت سبب شد که نظر شیخ زائد تغییر کند.

در ادامه این جلسه دکتر محمد علی هادی نیز در سخنانی گفت: در طول تاریخ نام خلیج فارس به این آبراه اطلاق می شده است و در کتابی که حاکم شارجه پیرامون تاریخ خلیج فارس نوشته است و در آن تمام نشه ها را در آن جمع آوری کرده است،  در اغلب نقشه های درون آن نام «خلیج فارس» آمده است.

وی افزود: دریای سرخ را در قدیم خلیج عربی می نامیدند و پس از مدتی دریای سرخ نامیده شد. حتی جمال عبدالناصر نیز در سخنان خود، از عنوان خلیج فارس استفاده می کرد. محمدرضا شاه  طی یک سخنرانی اعلام کرد که اسرائیل را به رسمیت می شناسد. پس از آن سخنرانی، عبدالناصر روابط مصر با ایران را قطع کرد. سفیر سایق ایران در امارات گفت: وزیرخارجه ی ایران هم در مقابل توضیحاتی داد که موثر نیفتاد و پس از آن زمان بود که جمال عبدالناصر کلمه «خلیج عربی» را بکار برد. هادی گفت: شیخ صباح-حاکم کنونی کویت- هم به یکی از دیپلملتهای ایرانی تصریح می کند که در کتاب های درسی هم عنوان خلیج فارس آمده است.

وی تاکید کرد: در واقع، این مساله (عربی نامیدن خلیج فارس) تاوان روابط شاه با اسرائیل است که هم اکنون پرداخت می کنیم. البته در گذشته هم کارگزار انگلیس در خلیج فارس در سال 1958 طی نگارش کتابی پیشنهاد عربی نامیدن خلیج فارس را برای اولین بار مطرح می کند. پس از آن، کارگزار انگلیس در بحرین نیز، در سال 1960 این ادعای مجعول را بکار می برد. قبل از این دونفر و نیز جمال عبدالناصر هیچ سندی برای عربی نامیدن خلیج فارس وجود ندارد.

دکتر محمدعلی هادی گفت: به دلایل مختلف از جمله لابی قوی عربی در جهان، مسائل اقتصادی، روابط خصمانه ایران با غرب و... دولتهای عربی توانستند، نام جعلی خلیج  عربی را در جهان رواج دهند.

این دیپلمات سابق افزود: در سال 1971 و دو روز قبل از تشکیل امارات متحده عربی، ایران بر جزایر سه گانه اعاده حاکمیت کرد. اما این عمل باید به شکل قوی تر و بصورت کتبی انجام می شد. در سال 1370 شمسی، ایران شماری از اعراب جزیره ابوموسی را اخراج کرد. وی گفت: من از 1368-70 سفیر ایران در امارات بودم و در طول این مدت، هیچ ادعایی نسبت به جزایر سه گانه مطرح شد.

هادی با بیان اینکه  اولویت امارات در کارهای اقتصادی است و اصولا کاری به این مسائل نداشته است، گفت:  پس از بیرون راندن اعراب از ابوموسی، امارات طی یادداشتی تقاضای انجام مذاکرات در مورد جزایر را مطرح نمود و در همان هنگام، ایران باید از این فرصت استفاده می کرد.

وی با اشاره به حادثه کشتی «خاطر» که حامل تعدادی از اتباع شارجه بود و  ایران به آن کشتی اجازه لنگر انداختن نداد، گفت: این اولین جرقه اختلافات بود. البته اماراتی ها هم در آن دوره زمانی و پس از آزادسازی برق آسای کویت توسط آمریکا دچار غرور شده بودند و احساس می کردند که به کمک آن کشور می توانند کاری کنند. ضمنا امارات نیاز به یک درگیری خارجی داشت تا در این سرزمین وحدت ملی ایجاد کند و این بهترین بهانه بود. این دیپلمات سابق افزود:  اولین بار هم در جلسه شورای همکاری خلیج فارس در جده این موضوع مطرح شد.  در مقابل، ایران هم تاکید داشت که ملاک بحث نامه شیخ زائد است و در زمینه دو تنب هیچ اختلافی وجود ندارد و پیرامون ابوموسی هم یک «سوء تفاهم» مطرح است. یعنی مبنای وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران این است که هیچ اختلافی وجود ندارد. هادی ادامه داد: شورایعالی هفت امارت طی جلسه ای اعلام کردند که کلیه اختلافات مرزی به ابوظبی مربوط است و طرف مذاکره ما بجای شارجه ابوظبی بود.

سفیر سابق ایران در امارات در پایان گفت: در زمان خاتمی، شیخ زائد مایل بود که اختلافات حل شود. معتقدم، فضا به گونه ای بود که این اختلافات بر امارات تحمیل شد و تبدیل به موضوعی حیثیتی شد. حل شدن این مساله، راه حل حقوقی ندارد و بر سر مسائل حقوقی نباید مذاکره کنیم. زیراما نمی پذیریم که این مساله، حقوقی است.

در ادامه این نشست، محمدعلی سبحانی گفت: مساله عربی نامیدن خلیج فارس را برخی ناشی از یک طرح و نقشه غربی می دانند و بعضی دیگر هم آن را ناشی از پان عربیسم و سیاستهای جمال عبد الناصر و مخالفت با غیر عرب ها می دانند. جعل عنوان خلیج فارس به خلیج عربی توسط عبدالناصر بود و هم اکنون بسیاری از اعراب در صدد اصلاح این مساله برآمده اند، اما فضای پان عربیسم اجازه چنین کاری را به آنان نمی دهد.

وی افزود: در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، شورای همکاری خلیج فارس -که متاسفانه توسط دولت نهم به رسمیت شناخته شد- در حالی که همواره در مقابل سیاستهای ایران قرار داشته است، به رسمیت شناخته نمی شد و پیشنهاد قراردادهای امنیتی و منطقه ای مطرح شد. اقدام دیگر نیز این بود که مساله جزایر سه گانه را حقوقی نکنیم. سبحانی اظهار داشت: در دوران ریاست جمهوری هاشمی، ایران با اعراب سیاستهای دیپلماتیک موفقی را داشت.

سفیر سابق ایران در لبنان  با تاکید بر این مساله که بحثهای حقوقی با مسائل سیاسی دو مقوله متفاوت است، گفت: گاهی یک موضوع  از نظر حقوقی حق مسلم یک کشور است و کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد، اما تحولات سیاسی و نظام قدرت بین المللی و منطقه ای نقش موثرتری دارد. بناراین، دولتها برای دفاع از حقوق خودشان باید یک نگاه سیاسی و همکاری با نظم موجود را در دستور کار قرار دهند. وی افزود: هاشمی رفسنجانی با همین نگاه، کار را طی مذاکراتی با امیر عبدالله- ولیعهد وقت عربستان سعودی- پیگیری کرد و وی با اماراتی ها درگیر شد که به چه علت، این موضوع را دنبال می کنند. این سیاست ایران تا زمان خاتمی ادامه یافت و وی نیز ظرفیت زیادی را در اختیار داشت.

محمدعلی سبحانی ابراز عقیده کرد: سیاست ما در مقابل مساله جزایر سه گانه، سیاست بسیطی نبود. اماراتی ها توان توافق با ما را نداشتند و حتی با سفر رئیس جمهوری ایران هم این مساله حل نمی شد.

وی با اشاره به سیاستهای دولت نهم در زمینه جزایر ایرانی گفت: سفر احمدی نژاد به امارات یک خطای تاکتیکی محسوب می شود و حتی از اوضاع گذشته هم عقب نشینی زیادی داشتیم. قبلا شرط سفر به امارات، حل مساله جزایر بود، اما هم اکنون با انجام این سفر مشخص شد که این مساله برایمان اهمیت زیادی ندارد. سبحانی افزود: سفر احمدی نژاد به امارات و قطر نشان می دهد که ما نسبت به مالکیت جزایر سه گانه حساسیت زیادی نداریم و حتی در شورای همکاری خلیج فارس هم به عنوان عضو ناظر، استفاده زیادی از حق خود به عنوان عضو ناظر نکردیم.

سفیر سابق ایران در لبنان  با اشاره به موضوع عضویت ایران در اتحلدیه عرب گفت: اتحادیه عرب یک شورای قومی است و عرب ها می توانند از مزایای آن بهره مند شوند و سابقه روابط آن با ما نیز چندان خوب نیست. اما جمهوری اسلامی ایران بدلیل همسایه بودن با چند تن از اعضای آن و نیز براساس اصل تنش زدایی که در دوره خاتمی سیاست خارجی براساس آن  تعریف شد، تصمیم گرفت تا روابط خوبی با آنها داشته باشد تا روابط منطقه ای را در چارچوب منافع ملی شکل دهد. البته پایبندی اعراب به این اتحادیه به دلایل گوناگون کم شده است. اما این مساله قابل پذیرش است که با آن همکاری داشته باشیم و این اتحادیه به ایران و ترکیه پبشنهاد داد که به عنوان عضو ناظر وارد این اتحادیه شوند.

وی افزود: جمهوری اسلامی این مساله را مطرح نمود که شرط این عضویت، عدم هجمه به ایران در برخی موضوعات، رعایت اصول ایران در برخی زمینه ها که مورد تعرض واقع می شود و عدم تکرار ادعاهای اماراتی ها از سوی این اتحادیه و... است. اما در سفر احمدی نژاد و سفر وزیرامور خارجه به دمشق  این هنجار دیپلماتیک شکسته شد.

سبحانی درپایان با بیان اینکه این مساله به نوع نگاه دولت نهم در سیاست خارجی بر می گردد، گفت: دلیل این مساله، گرفتاری دولت نهم در باتلاق توهم، عدم پاسخگویی و تصمیمات خلق الساعه مبتنی بر نیازهای روز است. البته تاکید می کنم که این اقدامات در زمینه جزایر سه گانه  خطاهای تاکتیکی و نه استراتژیک هستند.


نظر کاربران در مورد این خبر :
علي فرهمند
نام :
 
اكيداً از عموم ايرانيان و ايراندوستان درخواست مي كنم تحت هيچ شرايطي حتي در نقل قولها آن عبارت جعلي را براي خليج فارس به كار نبرده و در صورت ضرورت نقل قول از عبارت "خليج ع ..." استفاده فرماييد.
نظر :
 

بدرییه
نام :
 
موافق
نظر :
 

ايراني
نام :
 
زنده باد ايران
زنده باد خليج فارس
نظر :
 

نام :
 
مملكت به امثال دكتر باوند نياز شديد داره بويژه امروز
نظر :
 

آذری زبان وطن دوست
نام :
 
چو ایران نباشد تن من مباد.
نظر :
 

ايراني
نام :
 
درود بر دكتر باوند
نظر :
 

آخرین اخبار
 
Hosting by webramz