عبدالله ناصری* : دولت اصلاحات یک دولت دینی و نواندیشی بود که میتوانست و توانست حربه ناکارآمدی اسلام و تشیع در کشورداری و دولتمداری را در عصر جهانی شدن از دست مخالفان و جنگطلبان بگیرد. طبیعی است که جنگطلبان با احیای چنین دولتی در قلب خاورمیانه مخالف باشند.
حضور خاتمی در میدان رقابت دهمین انتخابات ریاستجمهوری موضوعی است که در دو عرصه ملی و بینالمللی بازتاب گسترده داشته است. اهمیت این موضوع در پهنه ملی و داخلی از آن جهت است که پس از 3 سال مشاهده عملکرد دولت فعلی که اساسا در درازمدت دستاوردی جز بحران نداشته و به جای رفاه و عدالت و امنیت بر ابعاد گرانی و تورم، سوءظن جامعه بینالمللی (با توجه به تصویب قطعنامههای ضد ایرانی در جامعه بینالمللی و یا عدم دعوت یا اجازه سفر به بالاترین مقام اجرایی کشور) و بر هم زدن روند توسعه ملی و جهانی افزوده است.
مردم اینک علاقهمندند عزت و شکوهی که در عرصه جهانی در عصر اصلاحات نصیب ایرانیان شده بود به آنها بازگردد و تدبیر کشورداری و دولتمداری در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی را دوباره لمس کنند و از نظر افکار عمومی و نخبگان جامعه جهانی، عصر اصلاحات دوران ممتاز و ویژهای برای منطقه مهم خاورمیانه بود. زیرا مشی تشنجزدایی و توسعه روابط منطقهای و جهانی و نگاه واقعبینانه دولت اصلاحات به مسائل مهم خاورمیانه از جمله فلسطین و لبنان، عراق، افغانستان و... الگوی دلپسندی بود تا دولتهای دیگر منطقه هم به آن تاسی جویند تا در نتیجه آن بهانه آتشافروزی از دست اغیار گرفته شود.
دولت اصلاحات یک دولت دینی و نواندیشی بود که میتوانست و توانست حربه ناکارآمدی اسلام و تشیع در کشورداری و دولتمداری را در عصر جهانی شدن از دست مخالفان و جنگطلبان بگیرد. طبیعی است که جنگطلبان با احیای چنین دولتی در قلب خاورمیانه مخالف باشند و همین که دوباره نام خاتمی به عنوان رئیس صلحطلب یک دولت اسلامی مبتنی بر خواست و اراده مردم آورده میشود از یک سو صهیونیستها زمزمههای جدید سر میدهند زیرا که با طرح موضوع هولوکاست در ایران بهره جهانی وافر بردند و از سوی دیگر اقتدارگرایان مخالف اندیشه ناب جمهوریت امامی که هیچگاه بهانه به دست خارجی نداد. اقتدارگرایانی که بقای خود در عرصه حکومت و قدرت را به بهای از دست رفتن همه آنچه از امام بر جای مانده است، تعقیب میکنند و در این راستا حاضرند هر هزینهای بر ملت عزیز تحمیل شود. از گرانی روزافزون (به خاطر سوءمدیریت ناشی از خانهتکانی گسترده در سطوح مختلف مدیریت 3 دهه) تا محروم ساختن ملت در بسیاری از عرصههای بینالمللی.
اقتدارگرایان ضد جمهوری که روزگاری در خارج از کشور با احزاب رنگارنگ خارجی همکاری کردهاند. ولی امروز تحزب و توسعه آنکه سادهترین نماد آمادگی ورود یک کشور به جامعه جهانی است را انکار میکنند و مایلند به جای حزب و نهادهای مدنی دیگر، مساجد را وارد سیاست کنند، تا با استفاده از تریبون مساجد و خطبههای نماز جمعه حتی زیباترین حرکات ایرانی - اسلامی را در عرصه بینالمللی مانند پیشقراولی یک زن جوان عفیف و محجبه در المپیک جهانی را تخطئه کنند. صحنه زیبایی که بدون شک هم مروج حجاب زیبای زن مسلمان است و هم تقویتکننده روحیه ورزشکاران کشورمان در یک ماراتن بزرگ جهانی.
اما به بهانه خشنودسازی امام زمان(ع) (که البته در صداقت و راستی این بهانه شک نداریم. بلکه رویکرد سطحی و برداشت قشری از اسلام، تشیع و سیره امامت موجب چنین خطایی شده) آنچنان تخطئه میشود - آن هم از تریبون نماز جمعه که امام راحل برایش فلسفه و کارکرد دیگری در نظر داشت - که جوانان کشور حق دارند پیشاپیش، سهم ایرانیان از المپیک را پیشبینی کنند. بدیهی است وقتی نگاه و اندیشهای قصد دارد کارکرد و ماموریت احزاب مدنی را به مساجد محول کند، باید پرچمداری کاروان ایرانی در میادین جهانی را هم به جای یک زن محجبه زیباپوش جوان، به یک طلبه جوان یا یک مرد میانسال و یا حتی یک پیرمرد فرتوت واگذارد. این است حکایت سبز و سیاه این سرزمین در روزگار یکدستی حکومت و قدرت. حکایت و حکایاتی که راویانش آگاهانه یا ناآگاهانه یک هدف را دنبال میکنند. «نابودی آرمانها و آرزوهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران».
*سخنگوی ستاد اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم