کارگزاران: 365 روز قبل رئیس دولت نهم میهمان شیوخ حاشیه خلیجفارس شده بود تا ایدههای تازه خود در مورد اداره اقتصاد جهانی بیان كند. او اجلاس اوپك را به محلی برای بیان دیدگاههای خود بدل ساخت و رویاهای خویش را نیز ضمیمه دستور جلسات اوپك كرد تا یكی دیگر از مناقشهبرانگیزترین اظهارنظرهای خود را بیان داشته باشد. محمود احمدینژاد دلار را كاغذپاره خوانده بود ولی كاغذپاره یك سال پیش روزگذشته در خیابان استانبول تهران حكم طلا را پیدا كرده بود. دلار مرزهای رویایی صرافان را شكست. بهای این ارز مطرح جهانی در معاملات روز قبل به مرز یكهزار و 18 تومان رسید تا گمانهزنیها برای قیمت یكهزار و 20 تومانی نیز آغاز شده باشد. كودتای دلار در بازار تهران از هفته پیش آغاز شده بود اما بخت این ارز مطرح جهانی در روزگذشته بازشد. شاید اگر مردان دولت نهم پیشبینی میكردند كه روزگاری بهای دلار مرزهای تاریخی را پشتسر گذارد، هیچگاه ارز مطرح جهانی را چنین تحقیر نمیكردند. رئیس دولت نهم بارها دلار را كاغذپاره خوانده بود ولی صرافان تهرانی كاغذپاره دولت نهم را چنان ارج مینهند كه شاید مردان ساكن پاستور هیچگاه تصور آن را نمیكردند. در حالی كه مردان دولتی جملگی هفتهها و روزهای گذشته را به نقد سیاستهای اقتصادی ایالات متحده میگذراندند، بهای ارز این كشور در بازار تهران مرزهای رویایی را پشت سر گذاشت. شاید هم از بداقبالی دولت نهم باشد كه سال اول و آخر حضورش با اتفاقاتی كمیاب در بازار همراه شده است. دو سال قبل سكه بهار آزادی طرح قدیم تاریخساز شد و ناگهان با رشد 50 هزار تومانی به قیمت 215 هزار تومان نزدیك شد. بهار تاریخی سكه چند روزی بیشتر داوم نیاورد تا انتقادهای رئیس دولت از رسانههای منتقد هم تنها سه روزی ادامه یافته باشد. احمدینژاد منتقدان را اندرز داد كه حاشیهسازی پیشه نكنند:« من خودم به رئیس كل بانك مركزی زنگ زدم و قیمت سكه را از او سوال كردم. او هم قیمت دقیق را پس از سهبار پرسوجو به من گفت. بهای سكه برخلاف آنچه در برخی روزنامهها نوشته شده بود تنها چند هزار تومانی نوسان یافته بود.» او اساس گرانیها را تكذیب كرد ولی زمان زیادی نگذشت تا باز هم اتفاقی جدید كابینه نهم را شوكه كرده باشد. اما اینبار باز هم تحولی تازه رخ داد كه شاید دولت نیز فرصتی برای تكذیب آن نداشته باشد. دلار دیروز خیابان استانبول را شوكزده كرد. در حالی كه ارزش این ارز مطرح جهانی در بازارهای بینالمللی روند نزولی را پیش گرفته بود، قیمت آن در صرافیهای میدان فردوسی رشد تازهای را تجربه كرد. گرانی دلار هرچند واكنشهای دولتی را به همراه نداشت ولی نوستالژی دلار بیش از آنكه مردان ساكن پاستور را به یاد فرصتهای برباد رفته انداخته باشد، بازرگانان و سرمایهگذاران خرد را به دهه 70 بازگردانند. دلار در پایان دهه 60 و ابتدای دهه 70 به اصلیترین بازار برای سرمایهگذاری شهروندان ایرانی بدل شده بود. بازرگانان و دولتمردان گرفتار تعیین نرخ ارز بودند كه سرمایهگذاران خرد راهی صرافیها میشدند تا سرمایههای اندك خود را در روزهای بحرانی اقتصاد به ارزهای خارجی بدل سازند. اینبار بازهم تاریخ تكرار شد ولی نه در دهه 70 كه در اوج افزایش درآمدهای نفتی. اگر دهه 60 تولید با نفت هفت دلاری تا آستانه ورشكستگی مطلق پیش رفته بود و در دهه 70 اولین نهادهای تولیدی گرفتار تورم 49درصدی شدند، در دهه 80 هم بهای نفت افزایش یافت و هم ادعاهای دولتی در مورد یاریرسانی به نهاد تولید ولی به موازات آن باز هم بازار ارز به محلی برای سرمایهگذاریهای شهروندان بدل شد و نوستالژی دلار را زنده ساخت. افزایش بهای دلار در شرایطی كه اقتصاد ایالات متحده بحرانی سخت را پشت سرمیگذارد، اتفاقی كمنظیر در داستان تكراری اقتصادی ایران به شمار میآید. فعالان بازار پیشبینی میكنند بهای این ارز مطرح جهانی طی روزهای آینده مرزهای یكهزار و 20 تومان را نیز پشتسر گذارد. آنان براین باورند ركود فعالیتهای تولیدی و كاهش قیمتها در بازار مسكن بسیاری از سرمایهگذاران خرد را مجاب ساخته تا راه خیابان استانبول را پیش گیرند.
سرمایهگذارانی كه خرید سكه بهار آزادی به دلیل كنترلهای دولتی را نمیپسندند برای آینده اندوختههای خود نقش دلار را در ذهن حك كردهاند. تصویر دلار شاید هیجانانگیزترین نقش ذهنی واسطهگران بازار باشد. اسكناسهای 100 دلاری اگر سالها به دلیل سیاستهای كنترلی دولت در بند اسیر بودند، اكنون فرصتی تازه برای رهایی یافتهاند. در روزهای كه مردان دولتی هفتگانه اصلاحات اقتصادی را پیش روی دارند و سودای تعیین نرخ ارز در سر میپرورانند، بازار باز هم آنان را شوك زده ساخته است. طلای كاغذی گران شده تا دولت نهم استراتژیهای كنترل بازار ارز را شكستخورده قلمداد كند. بهای ارز بینالمللی در تهران برخلاف بازارهای جهانی راه خویش را میرود و چندان سودای همراهی با دولت را ندارد.