ميرحسين موسوي گفت: از منظر شهيد بهشتي ايجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولويت دارد؛ نه اينكه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با اين قدرت مدنظر باشد.
وي عصر روز دوشنبه طي سخناني در همايش «شهيد بهشتي، تشکل و تحزب»، که به مناسبت 29 بهمن، سيامين سالگرد اعلام موجوديت حزب جمهوري در موسسه دين و اقتصاد و با همکاري بنياد نشر آثار و انديشه هاي شهيد مظلوم بهشتي، برگزار شد، افزود: شهيد بهشتي ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح ميكنند، نه تشكيل يك دولت و احزابي دولت ساخته براي حمايت از آن با هر انگيزه و سياستي؛ اين دو راه كاملا دو راه متفاوت از يكديگر است.
وي خاطرنشان كرد: ميتوان گفت اين فكر، انديشه پنجاه و هفتي است، اما من گمان ميكنم اين فكر از انديشههايي است كه ميتواند و ارزش آن را دارد كه سرلوحه نيروهاي سياسي قرار گيرد.
موسوي درابتداي سخنان خود با تسليت اربعين حسيني و دعا براي پيروي راه حسين(ع)، به موضوع «تشكل و تحزب» در اين همايش اشاره كرد و افزود: بايد بگويم، موضوعي كه امروز با عنوان «تشكل و تحزب» براي اين همايش انتخاب شده است، همچون وضعيت حاكم بر روزهاي آغازين انقلاب اسلامي مساله حياتي و مهم امروز ماست؛ البته چگونگي پرداختن به اين مساله براي نيروهاي ارزشي اهميتي اساسي دارد. بنابراين رجوع به روشي كه شهيد بزرگوار و سالار شهيدان انقلاب اسلامي، دكتر بهشتي در پرداختن به اين مساله داشت، خود، اهميت فوقالعادهاي براي ما دارد.
وي براي تشريح بيشتر موضوع انتخاب شده همايش به بيان يك مثال پرداخت و گفت: در نقد ادبي و سينمايي اصطلاحي به نام ژانر وجود دارد كه معمولاً به نوع طبقهبندي در ميان داستانها اشاره ميكند. اين نوع طبقهبندي براساس روايتي كه فيلم در داستان دارد، فيلم را طبقهبندي ميكند؛ براي مثال ژانر فيلمهاي پرحادثه، رمان و تراژيك انواع مختلف اين طبقهبندي محسوب ميشوند. يكي از ژانرهاي فرعي، ژانر فيلمهاي تخيلي است، در اين ژانر با داستان قهرماناني مواجه ميشويم كه از زماني به زمان و مكان ديگري پرتاب ميشوند. براي نمونه قهرمان يك فيلم كه يك سامورايي است، خود را از 300، 400 سال پيش پرتاب شده در فضاي شهر پيشرفته آمريكايي ميبيند. در اين اتفاقات، قهرماني كه جاي خود را از نظر زمان و مكان تغيير يافته ميبيند، به دليل اينكه وارد فضاي نويني ميشود، با مسالههايي نوين نيز مواجه ميشود و مشكلاتي با اخلاقيات، فرهنگ و نشانههاي زمان و مكان جديد پيدا ميكند. در نتيجه تا زمان تطبيق خود با وضعيت جديد، ممكن است هزاران حادثه تراژيك براي او رخ دهد.
وي در ادامه يادآور شد: هنگام پيروزي انقلاب به دليل ناگهاني بودن و سرعت بسيار زياد اين پيروزي و نبود سازماندهي قبلياي كه افراد را براي برخورد با وضعيتهاي جديد بپروراند، تمام شخصيتها و افراد اعم از مخالف و موافق به يكباره در نظام جديد، خود را در موقعيتي جديدي يافتند و در اين ميان بسياري آمادگي برخورد با مسائل جامعه جديد را نداشتند؛ برخي روحيه روستايي داشتند، برخي ديگر زمان پيروزي انقلاب را با تغييراتي كه در جهان اتفاق افتاده بود يا وضعيتهاي بسيار قديمي مقايسه ميكردند و نتايجي نامعمول ميگرفتند.
موسوي با اشاره شدت گرفتن موضوعاتي نظير بحث درباره دكتر مصدق و آيتالله كاشاني در زمان انقلاب، اظهار كرد: آن زمان طرح موضوعاتي همچون بحثهاي مصدق و كاشاني شدت گرفت، مباحث آن زمان است كه در ميان گروههاي چپ دارد تكرار ميشود. برخي ديگر وضعيت انقلاب، به خصوص يك سال نخست آن را با يك سال قبل از پيروزي حزب كمونيست در شوروي مقايسه ميكردند و در موقعيت جديدي كه پديد آمده بود افراد كمي بودند كه به معناي واقعي معاصر باشند و شرايط را همانگونه كه هست درك كنند، علائم را به خوبي دريافت كنند و با تجزيه و تحليل صورت واقعي مسائل و طبقهبندي درست مشكلات، بدانند كه نظام جديد جامعه ايراني با چه مسائلي روبرو است.
وي با بيان اينكه " اين همزماني و معاصر بودن و درك واقعي زمان و مكان، براي افراد برجسته آن دوران كه به نوعي جلودار حركتهاي اجتماعي بودند، نكته بسيار مهم و تعيين كنندهاي بود" تصريح كرد: شهيد بهشتي جزو معدود كساني است كه از يك فضاي قديم به فضاي نو پرتاب نميشود بلكه او خود را در محيطي مييابد كه مسائل و اهميت آن را به خوبي درك ميكند، مشكلات و سختيها را ميبيند و در عين برخورداري از ارزشهاي سنتي و اجتهاد در اين زمينه، توانمندي ارائه يك نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد.
موسوي با تاكيد بر اينكه " وسعت مسائلي كه شهيد بهشتي در دوران اول انقلاب به آن ميپرداخت، حيرتآور است" خاطرنشان كرد: گرچه قبل از انقلاب هم ايشان به مسائلي پرداخته كه نگاه نويي را نسبت به جامعه نشان ميدهد و به همين دليل شهيد بهشتي به عنوان يك روحاني بسيار پيشرو در آن دوران مطرح ميشود. در عين حال هيچكس در اجتهاد ايشان در متون اسلامي نيز شك نداشت. بروز و ظهور نگاه و ديد ايشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلاب و تحليلها و اظهارنظرهاي ايشان در آن دوران، امروز براي ما حيرتآور است.
وي اظهار كرد: بعدها با عبور از بحرانهاي دوران نخست انقلاب، پيدايش نيروهاي جديد و پخته شدن نيروهاي انقلابي و تقسيم كاري كه صورت ميگيرد، ديگر اين مساله چندان براي ما مهم به نظر نميآيد. شهيد بهشتي در رابطه با مسائل اقتصادي و حساسترين مسائلي كه جامعه با آن روبروست نظرات و پيشنهاداتي دارند و همواره افراد را براي بررسي مسائل جديد تشويق ميكنند. مسائلي از قبيل بانكداري، بيمه، توليد، تورم، بيكاري و تمامي آنچه كه ميتواند در شرايط ويژهاي كه يك نظام نوپا، پس از پيروزي انقلاب با آن مواجه شده است، اهميت ويژه و فوقالعادهاي داشته باشد. مسالههايي كه عدم توجه به آنها ميتوانست مشكلات اساسي ايجاد كند.
وي همچنين به توجه ويژه شهيد بهشتي به مسايل مديريتي اشاره كرد و گفت: شهيد بهشتي همچنين توجه ويژهاي به مسائل مديريت در دوران نخست انقلاب دارند، بطوريكه بحث مكتب و مديريت يكي از مهمترين مسائل مورد نظر ايشان بود.
موسوي با بيان اينكه " سياست خارجي كشور ما با نگاهها و تجربياتي كه (شهيد بهشتي) ارائه دادند، شكل گرفت" افزود: اين كه آيا مدير بايد تخصص كافي داشتهباشد، يا از تعهدي مكتبي برخوردار باشد و يا از هر دو، مسالهاي مهم در آن دوران بود؛ شهيد بهشتي اين موضوع را بارها براي بحث در حزب جمهورياسلامي انتخاب كردند و نظرياتي كه ايشان در اينباره ارائه كردند، بسيار راهگشا بود. در واقع بايد بگويم شناخت ايشان از مسائل سياسي و بينالملل يك استثنا در كشور ما بود. همه ما به ياد داريم كه ايشان ارتباطات و ملاقاتهاي وسيع و موفقي با شخصيتهاي خارجي داشتند.
وي اضافه كرد: دامنه نظريات ايشان حتي به علوم سياسي و فلسفه سياسي گسترش داشته است و ما هنوز ميتوانيم از تحليل ايشان در مورد ليبراليسم استفادههاي فراواني ببريم. اكثر دوستان ميدانند كه وضعيت داخلي ما بسيار پيچيده بود. ما با جامعهاي در حال غليان و در اوج تغييرها و در وضعيتي بسيار پيچيده مواجه بوديم و انقلاب دشمناني نيز داشت. در اين دوران جريانهاي مختلف اسلامي با نظريات و نگاههاي مختلفي وجود داشتند كه در تمام اين جريانها شخصيت شهيد بهشتي تأثيرگذار و راهگشا براي انقلاب بود.
وي با تاكيد بر اينكه " نوع رويكرد همهجانبه ايشان (شهيد بهشتي) در پرداختن به مسائل فرهنگي و اجتماعي آن دوران نيز صادق است" تصريح كرد: اينكه حضرت امام(ره) از ايشان به تنهايي به عنوان يك ملت نام ميبرد، شايد ناظر بر همين ويژگيهاي شخصيت ايشان باشد. در واقع بيان امام خميني به نوعي اشاره به همهجانبگي ذهن ايشان در مورد مسائل گوناگون دارد.
موسوي خاطرنشان كرد: نمونههاي بسيار زيادي را ميتوان ارائه داد كه نشان از دقت بالاي ايشان در به زمان بودن و وقوف كامل به زمان و مكان دارد. شايد بتوان گفت كه يكي از بزرگترين برجستگيهاي ايشان، آگاهي از زمان و مكان بود. ما ممكن است افراد زيادي را پيدا كنيم كه داراي دانش فراواني باشند، اما حساسيت و توجه آنها نسبت به مقتضيات زمان و مكان دوران خود كم باشد. قبل از انقلاب نيز افراد كمي در نيروهاي مذهبي داشتيم كه چنين توانايي و دركي را داشته باشند و نسبت به زمان آگاهي كامل داشته باشند كه بدون شك در صدر آنها شهيد بهشتي بود.
وي همچنين با اشاره به نگاه شهيد بهشتي به مساله حزب و تحزب اظهار كرد: در واقع رويكرد شهيد بهشتي به مساله حزب را بايد از اين زاويه مورد بررسي قرار داد كه ايشان فردي آگاه به مسائل و زمانه بوده و ميدانست كه در چه نقطهاي از زمان و فضاي جغرافيايي ايستاده است. شهيد آگاهي كامل داشت كه نظام ما با چه مسائلي روبرو است. رويكرد ايشان به حزب، رويكردي فردي نبود كه در موقعيت جديدي قرار ميگيرد و در پي يافتن ياراني باشد كه بخواهد به قدرت برسد. به بيان ديگر تشكيلات را براي رسيدن به قدرت تعريف نميكرد.
وي يادآور شد: اگر نحوه برخورد ايشان با حزب و چگونگي پيشبيني تشكيلات آن را بررسي کنيد، درمييابيد كه ايشان داراي رويكردهايي بسيار نو و پيشتازانه بود. البته اين برخورد پيشتازانه، به هيچ وجه نافي استفاده ايشان از امكانات و تجربيات بومي و ارزشهاي اسلامي نبود.
موسوي در ادامه با اشاره به جملاتي از شهيد بهشتي گفت: ايشان در يكي از جملات اساسي خود درباره احزاب ميگويند كه «معمولاً احزاب سياسي حتي تشكيلات نظامي از همان روز اول با انگيزه رسيدن به قدرت بوجود ميآيند» دكتر بهشتي پس از طرح اين جمله اشارهاي به وضعيت جامعه ايران ميكند. يادآور فداكاريهاي مردم در راه انقلاب و روحيهاي كه بر دوران انقلاب حاكم است ميشود و بلافاصله ميگويد براي « نسل نوجوان ما تشكيلات سياسي، نظامي و اجتماعي، انگيزه قدرتطلبي تداعي نميكند، بلكه انگيزه خدمت و فداكاري در راه يك آرمان و هدف را تداعي ميكند.»
وي ادامه داد: شهيد بهشتي بلافاصله وظيفه تشكيلات را در دو بخش توضيح ميدهد؛ ايشان البته بارها به اين توضيح رجوع ميكند و دائم تاكيد ميكند كه حزب جمهوري اسلامي براي چنگ زدن به قدرت پديد نيامده است. اگرچه در مواردي ايشان اشاره ميكند در موقعيتي كه خلأ باشد و خدمتگزاران ديگري نباشند حزب وارد قدرت نيز ميشود. در جايي ديگر ميگويند به هر حال حزب از ديدگاه فرهنگي و اجتماعي معمولاً يكي از دو مفهوم «قدرت و خدمتگزاري» را تداعي ميكند.
وي افزود: در جاي ديگري شهيد بهشتي ميگويد « در ميان عده زيادي حزب اين مفهوم را تداعي ميكند كه گروهي قدرتطلب دور هم جمع شدهاند تا به قدرت و حكومت دستيابند و آنگاه كه به قدرت دستيافتند، نزديكان و دوستان خود را در آن تشكيلات به مقام و قدرت برسانند. اما براي گروهي ديگر حزب اين معنا را تداعي ميكند كه براي مبارزه با فسادها و تحقق بخشيدن به آرمانهاي عالي بشري و الهي بايد به يكديگر پيوست و به منظور تشكل بيشتر نيروها در راه تحقق سريع آرمانها، بايد حزب و تشكيلات پديد آورد.» ايشان در پاسخ به يكي از مقامات مراكش در ديداري كه با ايشان داشت، دو مفهوم فوق را توضيح ميدهند و به ايشان ميگويند حزب جمهوري اسلامي طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ يعني به شكل خدمتگزاري و در جستجوي طاعت خدا.
موسوي گفت: شهيد بهشتي درباره انگيزه خود توضيح ميدهد كه «براي اينكه ما آغازكننده اين تشكيلات هستيم، براي اينكه به مردم ثابت كنيم ضمن هدفي كه داريم بناداريم از قبول هر سمت قدرتآفريني خودداري كنيم؛ مگر هنگامي كه به صورت يك امر واجب مطلق عيني از طرف جامعه و رهبري جامعه به عهده ما گذاشته شود؛ كه البته اين شرايطي خاص است، در غير اين صورت تا آنجا كه كس ديگري وجود دارد كه اين قدرت را در دست گيرد و اين خدمت را انجام دهد به او اولويت ميدهيم تا درسي عملي باشد.» اين رفتاري بود كه ما در صدر انقلاب از ايشان بارها مشاهده كرديم و به نظر نميآيد گذشت 30 سال از انقلاب هنوز اين درس را كهنه كرده باشد.
وي جملات ديگري از شهيد بهشتي را نقل كرد و گفت: در اين جا به يكي از نكات مورد توجه ايشان كه داراي اهميت بسيار زيادي است و ميتوان از آن براي شناخت برخي از مشكلات و نارساييها استفاده كرد، اشاره مي كنم؛ ايشان عنوان ميكند «يك تشكيلات كار خود را با آموزش و سازندگي، كلاسها و حوزههاي سازنده در ابعاد عقيدتي و آگاهكننده در زمينههاي ايدئولوژيك و سياسي و تمريندهنده در ابعاد معنوي و اخلاقي آغاز ميكند و راه را ادامه ميدهد.» به بيان ديگر در انديشه شهيد بهشتي موارد يادشده، بخش اصلي فعاليت تشكيلات است. به طور طبيعي تشكيلات بخش اصلي توان خود را روي بيان مواضع ايدئولوژيك خود متمركز ميكند.
وي افزود: شهيد بهشتي در همين رابطه ادامه ميدهد كه «پس از اينكه تشكيلات مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ اين مساله ميرود كه در سرنوشت سياسي جامعه حضور مؤثري پيدا كند و به همه بگويد حال كه بينش اجتماعي، ايدئولوژيك و سياسي مورد نظر به عنوان يك نهاد اجتماعي مورد قبول بخش عظيمي از جامعه است، سپس ميتواند در ساختن آينده جامعه نقش مؤثري داشته باشد. آن موقع است كه بخش قابل ملاحظه ديگري از قبيل انتخابات، رويكار آمدن دولت، تهيه برنامهها را ثبت ميكنند.» ملاحظه ميكنيد از منظر شهيد بهشتي ايجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولويت دارد؛ نه اينكه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با اين قدرت مدنظر باشد.
موسوي با بيان اينكه " شهيد بهشتي بحثي دارد كه خيلي براي زمان امروز راهگشاست" تصريح كرد: متاسفانه امروز نوعي شكاف ميان نيروهاي سياسي پديد آمده است، اما اصولي كه در اول انقلاب براساس آن عمل و تبليغ ميشد مواضع حزب، در جهت كمكردن اختلافات با احزاب رقيب بود.
وي در عين حال خاطرنشان كرد: اگرچه اين مواضع 100 درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در ميان مردم و گروههاي اسلامي معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقيتآميز بود و با اين گروهها رابطه برادرانه وجود داشت. بدين معنا كه نوعي مراقبت و مدارا بين احزاب و گروههاي رقيب مسلمان وجود داشت و همين كافي بود كه نشان داده شود كه كسي خلاف اعتقاداتي كه ريشه شرعي و ريشه در مصلحتهاي عمومي جامعه دارد، عمل نميكند.
وي ادامه داد: شهيد بهشتي در بخش ديگري ميگويند «ما در برابر گروههاي مسلمان فعال، معتقد، مخلص و در خط امام رابطه برادرانه داريم و هرگونه رابطه رشكآميز نسبت به اين گروهها را گناهي بزرگ و تباهيآور ميدانيم» ايشان سپس سراغ گروههاي ديگر ميروند و باز هم با سعه صدر نوع رابطه با آنها را مطرح ميكنند تا برسد به گروههايي كه مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور كار داشتند و ميگويند «بايد برخورد قانوني با آنها صورت گيرد».
موسوي با تاكيد بر اينكه " شهيد بهشتي تلاش ميكند هر نوع فضاي جنگ قدرتي را بين گروههاي مذهبي از بين ببرد" تاكيد كرد: اگر انقلاب اسلامي در كشور پايدار شد و گسترش پيدا كرد به دليل حضور چنين روحيهاي در آغاز انقلاب بود. ايشان در تقسيمبندي ديگري كه به اين موضوع هم ارتباط پيدا ميكند سه شاخصه مهم درباره حزب جمهوري مطرح ميكنند كه اولين شاخصه، بحث حضور مكتب، اسلام و فقيهان در درون حزب است.
وي درباره مشخصههاي ديگر حزب جمهوري از ديدگاه شهيد بهشتي گفت: ايشان ميگويند «مشخصه دوم، سازمان و تشكيلاتي است كه متعلق به همه مردم اعم از جوان، پير، شهري، روستايي و ... باشد. يعني تشكيلاتي كه نشانگر توده به پا خاسته اجتماعي باشد.» تركيب شوراي مركزي حزب دقيقاً بازنمايي چنين نگاهي بود و در شوراي مركزي و شاخههاي شهرستان، از همه اقشار حضور داشتند. مسالهاي كه هيچكدام از گروههاي سياسي ديگر چه اسلامي و چه غيراسلامي نتوانستند آن را دوباره تكرار كنند. اين ويژگي در اوايل انقلاب حاكم بود. البته تشكيل چنين شورايي كار ثقيل و سختي بود. چه بسا نارضايتي و ناراحتي در بين برخي از دوستان مجموعه ايجاد ميكرد مبني بر اينكه چرا كساني باشند و چرا كساني نباشند.
وي افزود: وقتي يك كارگر وارد شورا ميشد بدين معنا بود كه به همان نسبت امكان حضور افراد بسيار شاخصي كه ممكن بود به حق يا ناحق اعتقاد داشتند بايد در شورا حضور داشته باشند، كاهش مييافت. ولي ايشان از چنين تركيبي دفاع كرد و اين تركيب بندي منجر به شكلگيري واحدهاي مختلفي از جمله اصناف، بخشهاي كارگري و دانشجويي و واحد شهرستانها و ... شد كه بعداً نهادهايي از درون آن ها ايجاد شد كه برخي از آن ها هنوز هم در حال خدمت به جامعه هستند.
موسوي همچنين اظهار كرد: باز از زاويه همين آگاهي شهيد بهشتي از زمان و مكان بود كه ايشان يك تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معناي ملت اين نيست كه عدهاي از كساني كه با آنها منافع مشترك داريم دور هم جمع شويم و چنين باور كنيم كه گويي يك ملت هستيم. ملت اعم از هر گروه و دستهاي است. اين مفهوم در واقع تمام افراد ملت را در بر ميگيرد و شامل تمام مردم متنزع از قشرها، طبقات مختلف و عقايد گوناگون ميشود. اكنون ما براي داشتن چنين نگاهي مشكل داريم.
وي با بيان اينكه " گاهي عدهاي از نيروهاي مختلف مملكت دور هم جمع شده و در حالي كه بخش كوچكي از جامعه هستند، خود را نمونه ملت و سليقه خود را مساوي سليقه يك ملت بزرگ ميدانند" تصريح كرد: اين افراد نميتوانند آغوش خود را آنچنان وسيع و گسترده بگيرند كه آحاد و سليقههاي بيشتري را در بر بگيرد و اين يكي از امراضي است كه ما به آن دچار هستيم.
وي افزود: ايدهاي كه شهيد بهشتي براي حزب داشت و براي آن اقدام عمليكرد، تشكيل حزب بهگونهاي بود كه برشي از همه جامعه باشد و با خطدهي كه در احزاب صورت ميگرفت و با آموزشي كه در درون حزب براي پيدا كردن نگاه وسيعتر در جهان دنبال ميشد، تلاشها بر اين بود كه در اين چارچوب ملي تقوا و مهارتهاي تشكيلاتي ارتقا يابد. براي ديدن تفاوت، كتابي وجود دارد كه با عنوان «شورشيان آرمانخواه» منتشر شده است. اين كتاب بعد از آنكه تاريخچه تشكلهاي چپ ماركسيستي را شرح ميدهد، در بخشي قضاوتي دارد مبني بر اينكه به رغم آنكه تمام احزاب شعار حمايت از قشر كارگري را ميدادند و خود را نماينده آن طبقه ميدانستند، در تركيب اين احزاب و شوراها وجود كارگران نزديك به صفر بود.
موسوي در عين حال با بيان اينكه " من نميخواهم با انتقاد از آنها بگويم كه گروههاي اسلامي از اين ايراد مبرا هستند" خاطرنشان كرد: چه بسا ما گروهها و دستههايي را شكل ميدهيم و به آنها به گونهاي نگاه ميكنيم كه گويي همه ملت را در بر ميگيرند؛ در نتيجه از تنوع موجود در كشور غافل ميشويم و شايد بخش قابل توجهي از مشكلات ما در رابطه با سياستهاي اقتصادي، سياستهاي داخلي و خارجي معطوف به اين قضيه است كه ما درك روشني از مفهوم ملت نداريم.
وي يادآور شد: شهيد بهشتي درباره خصوصيت سوم تاكيد داشتند كه در عين فراگيري و وسعت نبايد انحصارطلب بود. به نظر ميآيد اين مسائل نه تنها براي حزب، كه براي جامعه فعلي ما هم اهميت دارد و دوباره بايد به آن رجوع كرد. ايشان ميگويند «يكي از اصول تشكيلاتي كه در جزوات آموزشي حزب جمهوري اسلامي منتشر شده آن است كه حزب جمهوري اسلامي مجموعهاي است از عناصر معتقد به اسلام و مبارز كه خواستار ارزشهاي عالي اسلامي باشند به طوري كه براي هر كاري جستجو كرده و صالحترين را انتخاب كنند، فارغ از آنكه عضو اين تشكيلات باشد يا خير». هنوز اين توصيه و نصيحت، سي سال گذشته را شكافته و پيام خود را به عنوان يك مساله روز حساس و در آستانه انتخابات به ما ميرساند.
وي افزود: شهيد بهشتي همچنين عنوان ميكند «حزب جمهوري اسلامي انحصارطلب، قدرتطلب، خودمحور و نفي كننده ديگر گروههاي سياسي نيست. ما هر گروه سياسي و اسلامي ديگر را كه مؤمن، درستكار و صديق به انقلاب باشد، گروه برادر ميناميم و با اين گروهها مسابقه ميگذاريم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت؟ حاشا، بلكه مسابقه بر سر تقديم بهترين خدمت به ملت». در مجموعه سخنان ايشان در مورد تشكيلات ما به اينگونه فرازهاي بلند، فراوان برخورد ميكنيم كه همه آنها ارزش ارزيابي مجدد براي معرفي به نسلهاي جديد را دارد؛ هم براي يافتن راه و هم براي معرفي آنچه كه در انقلاب گذشت و فهم اين مساله كه چرا نام شهيد بهشتي همچون نامي قدسي براي ملت ما باقي ماندهاست. عليرغم آنكه 30 سال از آن زمان فاصله گرفتهايم، باز نام ايشان بسيج كننده همه نيروهاي مؤمن است.
موسوي در پايان نيز اظهار كرد: ما هنوز صداي گرم شهيد بهشتي را ميشنويم كه ميگويد «ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت». آيا اين جمله بزرگترين رهنمود براي نيروهاي علاقهمند به اسلام و مصالح ملي نيست؟