نواندیش : « امام مدافع آزادى مطبوعات بود.» شايد اين جمله مهمترين بخش مصاحبه حجتالاسلام و المسلمين سيدهادى خامنهاى با سايت خبرى جماران وابسته به موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) باشد. بازخوانى سيره عملى امام در شرايط فعلى از اهميت دوچندان برخوردار است. همزمان با روز خبرنگار دبير کل مجمع نيروهاى خط امام به بررسى سيره امام(ره) در تعامل با مطبوعات و فعالان عرصه رسانه پرداخته است.
نگاه حضرت امام(ره)به نقش و عملکرد اصحاب رسانه چه بود و چه رسالتى براى اهالى رسانه قائل بودند؟
انقلاب اسلامى ايران انقلابى فرهنگى و ارزشى بود و امام که در واقع آموزگار افکار و انديشههاى همين انقلاب بود بيش از همه بهاين مسئله مقيد بودند. در زمان امام(ره) در مورد اين مسائل بسيار تاکيد مىشد و تقيد ويژهاى بود. حداقل اين بود که ما مطمئن بوديم اگر بعضى از خلاف کارىها و انحرافها را بشود به امام اطلاع داد زود قابل حل و پيشگيرى است. ما حداقل اين مقدار اطمينان داشتيم. لذا در شروع انقلاب به طور طبيعى يک سلسله نشريات و روزنامهها که از ابتدا بودند و بعضىها که بعد تاسيس شدند مشغول به کار شدند و هيچ محدوديتى براى روزنامهها احساس نمىشد. نقشى که از آنها انتظار مىرفت اين بود که در چارچوب منافع ملت سخن بگويند و انقلاب را ترويج کنند. البته در آن اوائل گروههاى ضد انقلابى هم پيدا شدند که آرم آنها آرمهايى بود که مىخواستند مدعى شوند ما از بقيه انقلابى تريم و از مبارزين بوديم اما بعدها در اثر افشاگرىهايى که شد و پروندههايى که از آنها رو شد معلوم شد که غالبا ساختگى هستند و پشتوانهاى از لحاظ گروهى ، حزبى و جمعيتى ندارند و تنها نامى از آنها وجود دارد. تعداد اين روزنامهها و نشريات بسيار زياد بود و اصلا نمىتوان آنها را شمارش کرد. با اسامى مختلف منتشر مىشدند و تقريبا کارشان اين بود که عليه همه ارکان نظام مطلب بنويسند و چون در همان اوائل انقلاب به ضديت شروع کرده بودند و از بدترين تعبيرات استفاده مىکردند و هيچ کس هم به آنها کارى نداشت، نوشته مىشد و آزادانه در دکهها بود و مردم مىتوانستند تهيه کنند و تا مدت زيادى هم اينگونه بود. ممکن است امروز عدهاى بگويند ما نديدهايم اما کسى نمىتواند مناظرههايى که آن زمان انجام مىشد را انکار کند و در آرشيوها هم ثبت شده است و مناظرههايى بين بالاترين مقامهاى کشور مثل آقاى بهشتى که بعد از امام شخصيت بعدى از لحاظ جايگاه سياسى و اجتماعى بود. ايشان حاضر شد با تعدادى از جوانان گروهکها مناظره کند هيچ ابايى نبود و هيچ کس هم از اين موضوع تعجب نمىکرد. آنها هم در اين مناظرهها که به طور زنده ازتلويزيون پخش مىشد هر چه دلشان مىخواست مىگفتند و هيچ کس هم ازاين موضوع تعجب نمىکرد. من بارها اين موارد را از تلويزيون ديدم. اين تعداد مناظرهها فراوان بود و کم نبود.اين آزادى وجود داشت تا سال 60 که رسما محارب بودن اين گروهکها ثابت شد. سلاح برداشتند و مردم را هدف قرار مىدادند و مىکشتند. مدتى اينگونه بود. بعد از شهادت آقاى رجايى اين مسئله تا ماهها ادامه داشت. البته از 7 تير به بعد من به تهران آمدم و نماينده مجلس شدم. تا آن زمان در مشهد بودم. ترورهايى هم که فراوان وجودداشت. تاکيد حضرت امام در آن سالها اين بود که نقش ارشادى و جايگاه تعليم و تربيتى رسانهها همچنان در اختيارشان باشد و در اين مورد هم در مورد روزنامهها تاکيد داشتند و هم صداوسيما.
خط قرمزهايى هم وجود داشت؟ با توجه به بحرانهايى که در کشور بود خط قرمزها چگونه تعريف مىشد؟
اين خط قرمزها مربوط به اصل نظام و امنيت نظام مىشد. روزنامههايى که وابسته به گروهکهايى بود که ضد انقلاب و محارب شناخته شدند. تعطيل شدن آنها هم به تبع تعطيل شدن خود آن گروهها امرى طبيعى بود. بعضى از اين گروهها وقتى تعطيل شدند چندين روزنامه تعطيل شد و معلوم شد کهاينها با نامهاى مختلف مربوط به همان يک گروه بوده است و به ظاهر مىخواسته است بگويد ما چندين گروه هستيم. وقتى آنها رفتند ديگر کسى نبود کار آن روزنامهها را ادامه دهد و آن وقت معلوم شد که قضيهاين روزنامهها چه بوده است آنها چهره نمايى مىکردند. روزنامههايى که منتشر مىشد داراى سلايق مختلف بودند و حتى روزنامهآيندگان که قبل از انقلاب هم منتشر مىشد بعد از انقلاب تا مدتى ادامه حيات داد. روزنامههايى هم پس از انقلاب آغاز به کار کردند براى مجموعهاينها خط قرمز مصالح نظام بود. خط قرمز نانوشته اما مشخص بود. کسانى که در چارچوب قوانين بدون به خطر انداختن امنيت کشور و ناديده گرفتن مصالح کشور و ارتکاب خلاف قانون انتقادهايى داشتند مىتوانستند بگويند. در دوره بسيار کوتاهى يکى از روزنامهها در زمينه بعضى امور ، مطالبى عليه دولت مىنوشت و بسيار تند برخورد مىکرد. دولت به امام شکايت برده بود و امام در آن زمينه فقط فرمودند کهاين روزنامه را به جبههها نفرستيد. چون از طرف سپاه و نيروهاى رزمنده گزارش رسيد کهاين روزنامه با اين حرفها وقتى به جبهه مىآيد روحيه بچهها را تضعيف مىکند. امام فرمودند اين روزنامه جبهه نرود و غير از اين چيز ديگرى در جهت محدود کردن روزنامهها نبود.
بعضا گفته شد که در آن مقطع حتى يک روزنامه هم منتشر نمىشد شما در اين مورد چيزى به خاطر داريد؟
همه روزنامهها بودند. حداقل شش روزنامه سراسرى کيهان، اطلاعات، جمهورى اسلامى ، صبح آزادگان، ابرار و رسالت را به خاطر مىآورم و البته روزنامههاى محلى هم فعاليت مىکردند. تا پايان جنگ اين روزنامهها فعاليتهاى خود را داشتند و پس از جنگ در سال 70-69 روزنامه جهان اسلام را منتشر کردم. روزنامههاى ديگرى هم شروع به کار کردند. روزنامه جهان اسلام البته سال 73 و دوره آقاى هاشمى توقيف شد. سال 77 مجددا روزنامه حيات نو را منتشر کرديم که البتهاين روزنامه هم دورههاى مختلفى را گذرانده است.
به هر حال همانطور که اشاره کرديد اين انقلاب ، انقلابى فرهنگى و ارزشى بود. منطقى که اجازه مىداد رسانهها در آن بحرانها بتوانند ادامه فعاليت دهند چه بود؟ اشاره کرديد نقدهاى صريحى انجام مىگرفت که به هر حال از ديدگاه حضرت امام (ره)و افرادى که در حاکميت بودند نشات مىگرفت منطق اين کار چه بود؟
اين تفکر زيربناهايى دارد. حضرت امام(ره) به مردم و نقش آنها عميقا اعتقاد داشتند و اين اعتقاد شعار نبود واقعيت داشت. وقتى در جامعهاى مردم حضور دارند يک رکن اساسى جامعه مردم هستند و به هرحال مردم افکار ، انديشهها و سلايق متفاوتى دارند. چه اشکالى دارد که رسانهها اينها را منعکس کنند. هم براى اينکه ديگر مردم از افکار اينها مطلع شوند و مسئولين بفهمند در ذهن مردم چه مىگذرد. صورت سازى نشود و ديدگاه چند نفر محدود ديدگاه چند ميليون نفر وانمود نشود. به شکلى که کاملا روشن است و مىشود حدسهايى زد. مطبوعات و مردم بفهمند. حرفهايى باشد که در ميان مردم رايج است. بر اين اساس امام(ره) روى حق انتقاد بسيار تاکيد داشتند و مىفرمودند انتقاد هديه الهى است. اين جمله بهاين زيبايى و کمال را کسى نگفته است. يعنى نه تنها کسى نبايد در مقابل انتقاد اخم کند بلکه بايد تشکر هم بکند. چطور وقتى براى کسى هديهاى مىبريد او تشکر مىکند دست شما را هم مىبوسد و نبايد هم ناراحت شود. خود حضرت امام (ره) اينگونه بودند. يعنى اگر کسى انتقادى از امام داشت امنيت داشت و هيچ ذرهاى احساس ترس و دلهره نداشت.
فراوان ديده بودم کسانى را که مطالبى را مىنوشتند و چاپ هم مىشد. لابد شنيدهايد که زمانى فردى از حضرت امام (ره) به دستگاه قضايى هم شکايتى کرد. جناب آقاى موسوى اردبيلى در جريان اين موضوع هستند. امام(ره) مىبينند که احضاريهاى براى ايشان آمده است. پس از تحقيق معلوم مىشود که فردى به دلايلى از امام شاکى است حضرت امام (ره) مىفرمايند بايد به سراغ او رفت و او را راضى کرد و چنين مىکنند. امام (ره) بر نقش انتقاد و اطلاع رسانى بسيار تاکيد داشتند و معتقد بودند که بايد رسانهها و اهالى مطبوعات آزاد باشند که بتوانند اين کار را انجام دهند. کمااينکه در مورد روزنامه اطلاعات موردى پيش آمد. حضرت امام از طريقى مطلع مىشوند مطلبى که در روزنامه اطلاعاتى که به دست ايشان رسيده است احتمالا مقدارى با روزنامهاى که در سطح شهر توزيع شده است تفاوت دارد. مىفرستند که برايشان روزنامهاى از سطح شهر تهيه شود. و بعد مىببينند که لايى اين روزنامه در روزنامهاى که به امام(ره) رسيده است وجود ندارد. امام در مورد آن حساس شده بودند که جزئيات آن در خاطرم نيست اما به هر حال امام تا سرحد برکنارى مدير مربوطه پيش رفتند و تا زمانى که توضيحات قانعکننده براى ايشان داده شد و گرنه روى موضوع اطلاعرسانى براى خود و جامعه بسيار حساس بودند.
امام با اصحاب رسانهها نيز ديدارهاى مکررى داشته اند و بارها گفته شده است که ايشان در ديدارى که از جمله با نمايندگان صداوسيما داشتند انتقادى را مطرح کردند و فرموده بودند که سعى کنيد به مطالب مهم بپردازيد. و اخبار مربوط به مهم ترين مطالب جامعه و کشور تاکيد کردند که از ايشان به جز در مواردى که خود خبر مهم است تيتر اول انتخاب نکنيد. اين تاکيد امام بسيار مهم بود و به گوش همه رسيد. و هيچ رهبرى اين کار را انجام نداده است. اين نشان مىدهد که امام نمىخواستند رسانهها به صورت تريبون دولت در آيند و صرفا سخنگوى حاکميت باشند. امام جملاتى دارند که در آن براى رسانهها نقش ارشادي، مربى گرى ، بنگاه هدايت، مدرسه سيار، آگاهکننده مردم نسبت به مسائل روز ، راستگويى قائل هستند. تاکيد داشتند به گونهاى باشند که مردم را به گوش دادن بيشتر تشويق کنند و دروغ نگويند چون اگر مردم بدانند که رسانهها دروغ مىگويند ديگر حاضر به گوش دادن نمىشوند. امام(ره) مىفرمايند روزنامهها براى همه مردم است و همه مردم در آن حق دارند و مىشود گفت که گاهى جاى ديگران غصب مىشود. اين جمله بدان معنى است که اگر رسانهاى را مثل صداوسيما در يک جهت سوق مىدهيد و در جهت منافع مردم آن را سوق نمىدهيد در واقع حق مردم غصب شده است. اين عبارات صريح حضرت امام است. امام(ره) تاکيد داشتند که رسانه نبايد موضع خصمانه داشته باشد و بايد با جنبه ارشادى در خدمت همه کشور باشد و به تربيت جوانان و انسان متفکر و مفيد بپردازد. اينها مواردى است از سوى امام که به کرات مورد تاکيد قرار گرفته است و در دسترس است و جزء تاريخچه ثبت شده ماست.
امام در طول آن سالها ديدارهايى با اصحاب رسانه داشتند و توصيه و صحبتها به شکلى بود که امام(ره) مثل فردى عادى ديدگاههايشان را مىگفتند و سايرين نيز صحبت مىکردند جلسات حالت گفت وگو داشت و توصيه و تاکيد امام(ره) اين بود که همه مسائل به مردم گفته شودو پنهان کارى انجام نگيرد و انتقادها بيان شود حتى نسبت به خود رهبر که همه اجازه داشتند در مورد اين موضوع صحبت کنند. مسئله ديگر اين بود که امام اصرار داشتند گفت وگو هايشان با ديگران که مىتوانست در جلسات خصوصى هم صورت بگيرد در رسانهها منعکس شود. تا مردم، از آن مطلع شوند. گاه بعضى از مردم ممکن بود به ذهنشان بيايد کهاين مطلب که امام در جواب فلان مطلب يا فلان موضوع يا خطاب به فلان فرد گفته اند را مىتوانستند اعلام رسانهاى نکنند و نامه شخصى به منزل او بفرستند اما امام اين کار را مخصوصا انجام مىدادند و سياست کلى شان را اينگونه اجرا مىکردند. اين سياست عبارت از اين بود که بايد تحولات فرهنگى ، سياسى ، گفت وگوها ، تعاملها همه در معرض ديد مردم باشد به چندين دليل. يکى اينکه از مردم پنهان کارى صورت نگيرد ديگر اينکه در اين گفت وگو به هر حال يکسرى آموزشهايى وجود دارد مردم استفاده کنند هيچ اشکالى وجود ندارد. اگر گفت وگوى خوبى است مردم استفاده ببرند. اگر مردم نظر داشته باشند امکان اعلام نظر وجود داشته باشد و مردم در جريان باشند. در مورد مباحثه که بين ما صورت مىگيرد چه اشکالى دارد که علنى شود و همه از آن استفاده ببرند چون فرض اين است که اين گفت وگوها مفيد است و اگر مفيد نيست که اصلا نبايد انجامش داد. امام (ره) منطقى داشتند که آن را جدى مىگرفتند.
نامههاى زيادى راجع به موارد مختلف نوشته شد و علنى پاسخ آن در صداوسيما نيز منتشر شد. در زمينه موسيقى و شطرنج يکى از علماى قم ايرادى داشتند نامهاى به امام(ره) نوشتند و امام در پاسخ به وى نامهاى علنى نوشتند. اين نامه در تمام مطبوعات دنيا منتشر شد و سند شد. بعضى موارد و مسائلى بود که مثلا آقاى منتظرى گفتند و جواب او را امام علنى دادند که همه بدانند. به آقاى هاشمي، آقاى خامنهاى و مواردى در مورد شوراى نگهبان که امام (ره) نامه رسمى مىنوشتند و منتشر مىشد که همه بفهمند امام با مسئولين و امتش چه گفته و چه شنيده است. به خودى خود هم مطالب آنها آموزنده است و هم نفس انتشار اين نامهها آموزنده است. امام نکته محرمانهاى با مردم نداشتند و آموزشى دو طرفه در اين کار بوده است. مردم نظرات را بشنوند و از سوى ديگر آنها نيز نظرات خود را بگويند. جامعه بايد با خود در تعامل باشد و رسانه راه مرتبط کردن همگان با يکديگر بود به جز مسائل امنيتى که محدود بود.
مواردى هست که حضرت امام(ره) تعابيرى دارند از جملهاين که بشکنيد اين قلمها را. آيا به خاطر داريد که علت اين خطاب چه بوده است؟
البته اتفاق خاص اين مورد را به ياد ندارم. بايد به تاريخچه آن نگاه کرد هر کدام از اين عبارات براى خود شأن نزولى دارند. پس از جنگ زمانى بود که گروهها و گاهى بعضى اشخاص مطالبى در روزنامهها مىنوشتند که در روزنامهها هم مىآمد. البته بايد توجه کرد کهاين نکته خود بسيار مهم است که اقدام به تعطيلى جرايد نشده است. روزنامهها نصيحت شدهاند. گفتهاند خودتان قلمها را بشکنيد و خودشان به عنوان حاکميت اقدام بهاين کار نکردهاند اين خيلى مهم است. امام (ره) شخصيتى با آن اقتدار که همه هم قبول داشتند و هيچ کس از تصميم امام تخلف نمىکرد، اينگونه برخورد مىکردند. مثل پدرى که گاهى فرزندش را مورد عتاب و خطاب قرار مىدهد و نصيحت مىکند. يک روزنامه آن سالها به شکل تخريبى خيلى عليه دولت مىنوشت. اينها هم رفتند شکايت کردند. دولت مىتوانست روزنامه را تعطيل کند اما اين کار را نکرد. رفتند نزد امام همين. امام هم گفتند روزنامه به جبهه نرود. کهاين هم به واسطه شکايت دولت نبود. سپاه يعنى متصديان جنگ رفتند پيش امام و گفتند که ما شهادت مىدهيم اين بحثها به نفع جنگ نيست و به روحيه رزمندهها آسيب مىزند. امام هم جلوى روزنامه را نگرفتند و همه جا منتشر مىشد. فقط امام (ره)فرمودند روزنامه به جبهه نرود.
جالب است که آقاى احمدىنژاد در مناظره با آقاى موسوى به همين نکته اعتراض داشت خطاب او به آقاى موسوى بود اما در واقع اعتراض او به امام(ره) بود. چون دستور به جبهه نرفتن روزنامه را حضرت امام دادند و نه آقاى موسوي. احمدىنژاد وقتى گفت شما آن روزنامه را تحمل نکرديد منظورش روزنامه رسالت بود که نه تنها دولت بلکه همه متصديان جبهه و جنگ از او شکايت برده بودند.
خيلى مراعات اين روزنامه شده است و بسيار با نجابت رفتار شده است. کمااينکه امروز ديديم در همين روزهاى بعد از انتخابات وقتى کمى گفت وگوها داغ شد و از سوى شخصيتهاى کشور بيانيههايى آمد چندين بار ما را از طرف وزارت ارشاد زير فشار گذاشتند که شما نبايد اين بيانيهها را منتشر کنيد حتى اسم آنها را هم نبايد بياوريد حتى وقتى عنوان شد کهاين بيانيهها استفاده شده، گفتند همه چيز بايد محو شود. ما هم گفتيم وسيلهاى براى محو کردن نداريم چون همه چيز در چاپخانه است. به چاپخانه رفتند و جلوى چاپ روزنامه را گرفتند و روزنامه ما سه شب اصلا چاپ نشد. در حالى که اين مسئله ، مسئله نظام نبود. مسئله اختلاف با يک گروه ديگر بود اما در عين حال تحمل نشد. اما آن زمان مسئله، مسئله مخالفت بود با اصل نظام و مسائل نظام که جنگ بود. مقابله با امام بود و دولتى که از هر جهت رسميت داشت و مورد تائيد رهبر و مجلس بود. و اتفاقا رئيسجمهور هم آقاى خامنهاي، رهبر فعلى انقلاب بود و همان زمان آن گروهى که کارشکنى مىکردند الان خودشان را از پيروان ايشان مىدانند. نهايت تصميم در مورد آنها اين بود که روزنامه به جبهه نرود.
آيا در مقايسه با سالهاى اول پس از پيروزى انقلاب مطبوعات توانستند در مسيرى آزادتر به رشدى مطلوب دست يابند؟
شرايط دهه اول انقلاب با شرايط امروز اصلا قابل مقايسه نيست. جنگ در حال وقوع بود. مرزها درخطر بود و شهرها بمباران مىشد و ناامنى همه جا بود. کمتر روزى بود که خبر از ترور نشنويم. در کنار اين مسئله گروهکها نيز فعال بودند و ترور و تخريب مىکردند با همه اينها روزنامهها همچنان کار مىکردند. با اينکه شرايط بسيار حساس بود. از آن دهه به بعد دوران تثبيت بود. آنها سعى داشتند نگذارند عمر انقلاب از 10 سال بيشتر شود و امروز انقلاب ما30 ساله است. طبيعتا در اين دورهها نبايد فشار و محدوديت مانند آن زمان باشد. اما به نظر من محدوديت به نسبت آن زمان بسيار بيشتر است. آن زمان مطالبى در روزنامهها منتشر مىشد که امروز به هيچ وجه امکان پرداختن به آنها وجود ندارد. خود ما در روزنامه جهان اسلام در اوايل دهه 70 مطالبى در انتقاد مىنوشتيم که الان اصلا نمىنويسيم و خود به خود آن مطالب وقتى به دست سردبير مىرسد آنها را سانسور مىکند. يعنى همه مىدانند که راه و رسم کار چگونه است چون وزارت ارشاد و دستگاههاى مميزى به گونهاى رفتار کردهاند که همه مجبور به خود سانسورى مىشوند. گاهى به آرشيو روزنامه جهان اسلام که نگاه مىکنم مىبينم انتقادهاى ما آن زمان نسبت به امروز خيلى تندتر بوده است و اصلا نمىشود امروز اينگونه مطلب نوشت، کارشکنى تلقى مىکنند. اين اواخر وقتى به چند جمله از احمدىنژاد به صورت انتقادى پرداختيم از وزارت ارشاد تذکر کتبى آمد که اين موارد تشويش اذهان است. در اين دو دهه ميدانى که به رسانهها داده مىشد به اندازه دهه اول انقلاب نيست و در دوره اصلاحات نيز رسانهها از سوى قوه قضائيه محدود مىشدند.
در اينکه ما با معيارهاى انقلابى دهه اول فاصله گرفتيم هيچ ترديدى وجود ندارد. اگر بخواهيم امروز به موضوعى از جامعه مان بپردازيم و انتقادى بکنيم و مثلا دنياى خارج هم بخواهد به همان موضوع بپردازد اگر يک عبارت از اين دو مطلب شبيه هم باشد سريعا اتصال برقرار مىکنند و گفته مىشود دستور گرفته شده يا پول گرفته شده است. در حالى که اينها هيچ کدام دليل بر اين مسئله نيست و صرفا راههايى است براى محدود کردن رسانهها و منتقدين را از صحنه خارج کنند و يا چون کلمه تشويش اذهان در متن قانون آمده است از اين کلمه مرتب براى محدود کردن رسانهها استفاده مىشود و مشخص نيست که اين تشويش اذهان دقيقا چيست و بسته به تفسير کسانى است که در دستگاههاى مميزى نشستهاند و تفسيرها نيز متفاوت است. امروز بعضى از روزنامههاى دولتى هستند که هر چه خواستند مىتوانند عليه منتقدين دولت بنويسند. زمان اصلاحات هم هر چه دلشان خواست عليه دولت اصلاحات نوشتند و امروز هم مىنويسند. و اتهامات، فحشها، نسبتهاى زشت و ناروا در مطالبشان بسيار است اما هيچگاه دستگاهاى مميزى دولتى آن دوره مانع آنها نشدند و نگفتند که شما تشويش اذهان کرديد. راه براى توجيه اين اقدامات هست.
شما سابقه طولانى در رسانه داريد. در آستانه روز خبرنگار هستيم. آيا در حال حاضر فضايى که در حوزه کار رسانه با آن روبهرو هستيم را مطابق ديدگاه حضرت امام مىدانيد؟
جواب من يک کلمه است و آن هم خير. وقتى با خود حساب مىکنم مىبينم به عنوان فردى که وقتى انقلاب شد، 30 ساله بودم اين انقلاب وقتى پيروز شد از حدود 15 سال قبلش شروع شد و من از ابتداى آن در صحنه بودم. چهار سال و نيمش را در زندان بودم و بقيه را يا در فرار و يا اشکال ديگر. تا اينکه انقلاب شد و من در اين انقلاب هيچ پستى را اشغال نکردم و صرفا با رأى مردم نماينده مردم در مجلس شوراى اسلامى شدم و تخصص من هم جز فقه و اصول کار فرهنگى است. با اين سابقه تنها و تنها يک روزنامه متوسط الحال در اختيار من است و مىخواهيم اطلاع رسانى کنيم. جايى که مرا مرتب در محدوديت قرار مىدهند و مرتب راجع به نوشتنها و ننوشتنها دستورالعمل مىفرستند، ببينيد با يک خبرنگار ساده چگونه رفتار مىکنند. بايد بگويم نه. من وضعيت موجود رسانهها را متناسب با آنچه حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامى مىخواست نمىدانم.