با ابتکار يک عروس و دادماد در قم جنبش سبز به عروسىها هم رسيد.
معصومه ابتکار در وبلاگش، ابتکار سبز، روايتى کوتاه اما خواندنى از اين عروسى آورده است که در پى مىآيد. عقدکنان ساده و در عين حال دلنشينى بود.
وارد اتاق عقد که شدم زيبايى و سادگى تزيينات، خود را به رخ مىکشيد. همين طور که مشغول حال و احوال با ميهمانان بودم، ناگهان در فاصلهاى کمى دورتر چشمم به عروس افتاد که سر سفره عقد نشسته بود و در حالى که بالاى سرش قند مىساييدند، قرآن مىخواند.
براى لحظاتى ميخکوب شدم و بعد گرماى اشک شوق را بر چهرهام احساس کردم. عروس سر تا پا سبز، پاى سفره عقد نشسته بود.
پيراهنش سبز، گل سرش سبز و شالش سبز بود و از آن آرايشهاى تند خليجى و عربى اثرى بر چهره نداشت. ساده و زيبا و متين و سبز...برايم جالب بود؛ در عقدکنانى در شهر قم شاهد اين صحنه هستم که هم عروس و هم داماد از خانوادههاى روحانى هستند.
براى تبريک که جلو رفتم از عروس پرسيدم: با اين حال و هوايى که درست کرديد، اينورىها چى ميگن؟ اونورىها چى ميگن؟عروس خانم با لبخند گفت: اينجا همه اينورى هستند؛ همه سبزند.